تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic; من و خاطراتم

من و خاطراتم

 

 

روز جشن «تیرگان»، از بزرگترین جشن‌های ایران‌باستان در ستایش و گرا‌می‌داشت «تیشتَـر/ تیر» (شباهنگ/ شِعرای یمانی)، ستاره باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستاره آسمان كه در نیمه دوم سال و همزمان با افزایش بارندگی‌ها در آسمان سرِ شبی دیده می‌شود.

این جشن در كنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سالِ پیشِ رو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی كه با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان/ آب‌پاشان/ سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیوا‌تیر» منسوب شده است. بیرونی و همچنین گردیزی در «زین‌الاخبار» ناپدید شدن یكی از جاودانان ایرانی یعنی كیخسرو را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای، دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این در سیزدهم فروردین‌ ( سیزده‌بدر) و سیزدهم مهر نیز برگزار می‌شود. ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی را برگزار می‌كنند كه برگرفته و ادامه جشن تیرگان است.

 

 

دیگرجشن های تـیـر ماه

یكم تـیر/ اورمزد روز   جشن آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشیدن به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری (  جشن میانه بهار). برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب‌پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می‌شود.

ششم تیر/ خرداد روز   روز برگزاری جشنی به نام «نیلوفر» كه امروزه بسیار ناشناخته مانده است. شاید به مناسبت شكوفا شدن گل‌های نیلوفر در اوایل تابستان باشد.

پانزدهم تیر/ دی به مهر روز   جشن خام‌خواری یا به روایت بیرونی «عمس (غفس؟)‌ خواره» در سُـغد باستان و دوری گزیدن از خوراك حیوانی و پختنی‌ها. در تقویم سغدی برابر با پانزدهمین روزِ ماه «بساكنج».

 

*بر گرفته از نگاشته های استاد غیاث آبادی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 20:24  توسط هیربد  | 

 

با توجه به  عدم به وجود آمدن مسایل خاص از این به بعد این بلاگ فقط غیر سیاسی است .

سال یکم

فرگرد اول :

فرض کنید یک دیوانه که در هقته 10 بار فیلم ترسناک  می بیند  ( از هجوم ویروس ها  ، حشرات ، زامبی ها ، ارواح  تا به فیلم های در مورد تیکه کردن انسان  و ....   )   یک شب در خانه  با تعدادی فیلم مورد علاقه اش تنها بگذارید  !!!

فرگرد دوم :

از این به بعد با توجه به تجویز پزشکانم ( دکتر .... و دکتر ...... و پروفسور ...... ) هر فیلمی که می بینم براتون کمی ازش می نویسم خطر و ضررش از سیاست بازی کمتره نهایت امر از ترس سکته میکنید نه اینکه سکته بشید !

فرگرد سوم :

فیلم منتخب هفته  فیلم ----- 1408 -----     با بازی John Cusack ,  Samuel L Jackson    ---                      کارگردان MIKAEL HAFSTROM  بر اساس داستانی از استفان کینگ

  

1408

 

داستان در مورد نویسنده ای است که کتاب های پرفروشی در مورد اماکن جن زده ، ارواح ، اشباح سرگردان و بطور کلی امور ماوراءطبیعه  می نویسد . او شخصا در صحنه حضور داشته و داستان های محل مورد بحثش را به همراه تجربیات شخصی ناشی از حضور در این مکان بیان می نماید ، اگرچه به این موضوعات اعتقاد ندارد!!!

اما  در نهایت خیاط نیز در کوزه می افتد او این بار قصد می کند در اتاق 1408 هتل دلفین  که سابقه 56 کشته در طول 90 سال را دارد شبی را به صبح ! برساند امری که هرگز میسر نشده است .

فیلم در بیان مرز توهم و واقعیت ، امید و ترس ، وحشت از موهومات و واقعیت ، سفر در درون و به گذشته و حرکت در آینده  و تمامی عوامل موثر در ایجاد یک فیلم قابل قبول برای دیدن در تنهایی ! و در ساعت 1 صبح  ! موفق است .

پس این فیلم را ببینید اما فقط تنها و در ساعت 1 صبح به بعد . استفاده از موارد افزاینده توهم پیشنهاد می گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 22:16  توسط هیربد  | 

 

هشدار مهم جبهه ملی ایران

هموطنان عزیز

دراین یکسا ل بویژه دریکماه اخیر افرادی بدون مسئولیت روشن تشکیلاتی وحتا بدون وابستگی به جبهه ملی ایران درباره جبهه ملی وبنام جبهه ملی در رسانه ها سخن میگویند که غالبا با ناآگاهی ونارسائی اطلاعات خود اذهان را مغشوش میکنند وبه عبث میکوشند تا حیثیت این سازمان را مخدوش نمایند . شخصی بنام جبهه ملی درصدای امریکا سخن میگویدکه حتا در پاسخ دادن به سئوالی درمورد چگونگی رهبری جبهه ملی ناتوان است واظهار میدارد که فعلا جبهه ملی ایران رهبرندارد ودر آینده رهبرخودرامعرفی خواهدکرد.درحالیکه جبهه ملی ایران یک شورای مرکزی 35 نفری را برای هدایت این سازمان برگزیده است و دارای یک هیئت رهبری پنج نفره انتخاب شده از طرف همان شورای مرکزی میباشدواین هیئت تعیین کننده استراتژی جبهه ایران است ورئیس این هیئت که در عین حال رئیس شورای مرکزی میباشد رهبرجبهه ملی ایران است . صرفنظراز هیئت رهبری یک هیئت اجرائیه هفت نفری انتخاب شده از بین اعضای شورای مرکزی اداره کننده تشکیلات وامور سازمانی وانتشاراتی وتعلیماتی جبهه ملی ایرا ن میباشد. شخص مذکور درگفتگوی خود ادعای هشت سا ل رابط بودن بین جبهه ملی ایران وشاه را مینماید که این موضوع کاملا بی اساس بوده وقویا تکذ یب میشود. شخص دیگری درهمان مصاحبه تلویزیونی مدعی عضویت درجبهه ملی ایران میشود وخودرا علاقمندبه جبهه ملی ایران قلمدادمیکندولی تحت عنوان پیشنهادنوگرائی سنگین ترین حملات را نسبت به جبهه ملی ایران روا میدارد ونقطه نظراتی ابراز میکندکه بطور کلی با اصول اعتقادی جبهه ملی ایران در تضاد است ونمیداند که نحوه انتقادیا پیشنهاددرداخل یک سازمان روال دیگری دارد وکشاندن آن به رسانه های عمومی تنها حرکتی درجهت لطمه زدن به شان وحیثیت سازمان تلقی میشود ونه غیر ازآن. جبهه ملی ایران به اطلاع هموطنان عزیز میرساند که هم نحوه گزینش افراد از سوی برخی رسانه ها سئوال برانگیز است وهم بعضی اظهارات این گزینش شدگان برنامه ریزی مشکوکی را نسبت به جبهه ملی ایران نشان میدهد .

28خردادماه 1387- هیئت رهبری وهیئت اجرائیه جبهه ملی ایران .

عبد العلی اد یب یرومند – دکتر لقاء اردلان – مهندس عباس امیر انتظام – دکتر هرمیداس باوند –
دکتر علی رشیدی – غلامرضارحیم – مهندس کورش زعیم- دکتر خسروسعیدی – اصغرفنی پور –
سرلشکر بازنشسته ناصر فربد – دکترمهدی مویدزاده - دکتر حسین موسویان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 14:6  توسط هیربد  | 

 

نويسندگان نامه مذكور از هاشمي شاهرودي پرسيده اند: "آيا باور كنيم يكي از كليدي ترين مناصب دستگاه قضائي ‏در اختيار فردي بي منطق است كه با فحاشي و اهانت به استقبال سخنان مستدل و منطقي مي رود و آيا اساسا چنين ‏فردي شايستگي ادامه اشغال اين جايگاه خطير را دارد و به راستي دستگاه قضايي با چنين كارگزاراني به كجا مي ‏رود؟".‏

اين خبر ديروز در صدر اخبار سايت "بصيرت" ارگان رسانه ای دفتر سیاسی سپاه پاسداران و نيز "جهان نيوز" ‏قرار گرفت؛ سايتي که از سوي عليرضا زاکاني، نماينده مجلس هفتم و هشتم و نماينده حاميان احمدي نژاد در جبهه ‏متحد اصولگرايان اداره مي شود. ‏

از سوي ديگر، خبرگزاری هاي فارس و روزنا از نامه 208 امضایی نمایندگان مجلس علیه مرتضوی خبر می ‏دهند که قصد دارند چهارشنبه در جلسه علنی مجلس قرائت کنند.‏

اين در حالي است که هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه دیروز گفت که مبارزه با مفاسد اقتصادی نباید عاری و ‏سیاسی شود. او در عین حال به زیرکی گفته است؛خیلی از کسانی که شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی سرمی دهند، ‏کارنامه سالمی ندارند.‏


‎آجرلو: مرتضوي "معلوم الحال" است‎

جدال سعید مرتضوی به عنوان دادستان تهران و علیرضا زاکانی رئیس کمیته تحقیق و تفحص از وزارت آموزش ‏عالی و دانشگاه آزاد، هفته گذشته زمانی بالا گرفت که بازداشت ها و دستگیری های جدیدی در پرونده افشاگری ‏های عباس پالیزدار مطرح شد و ماموران دادستانی تهران دوشنبه شب هفته قبل خانه فاطمه آجرلو دیگر نماینده ‏اصولگرای مجلس را مورد بازرسی شبانه قرار دادند. پاليزدار، علاوه بر چهره هاي سرشناس جناح ‏راست،مستقيما قوه قضاييه را نيز به علت عدم برخورد با فساد زير علامت سوال برده بود.‏

بعد از دستگيري پاليزدار بود که قوه قضاييه، اعضاي کميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم را نيز تلويحا به دست ‏داشتن در اين توطئه متهم کرد. بعد از دستگيري پاليزدار، اولين اقدام بازجويي فاطمه آجرلو، نماينده مجلس هفتم و ‏دختر خاله پاليزدار بود. کسي که معرف پاليزدار به کميته تحقيق و تفحص بوده است. ‏

با احضار آجرلو به اتهام دخالت در خروج اسناد محرمانه و تحریک پالیزدار به افشاگری این اسناد، وی از ‏دادستان تهران به عنوان"فردی معلوم الحال" نامبرد و مرتضوی را به افشای پرونده فروش سئوالات کنکور تهدید ‏کرد.‏

خانم آجر لو، که از حاميان احمدي نژاد است، مدت 11 ساعت مورد بازجويي قرار گرفت و سپس دو تن ديگر از ‏نمايندگان مجلس نيز احضار شدند. بر اساس نامه بازپرس شعبه دوم دادسراي كاركنان دولت به هيات رئيسه مجلس ‏كه روز گذشته (سه شنبه) از سوي برخي رسانه‌ها منتشر شد، حسن كامران و محمد دهقان، دو نماينده اي هستند ‏که حسب دستور دادستان عمومي و انقلاب تهران در خصوص پرونده عباس پاليزدار به بازپرسي شعبه مذكور ‏احضار شده‌اند. ‏

اين درحالي است که رئيس كميته حقوقي هيات رئيسه مجلس گفته است: "احضاريه‌اي به كامران و دهقان رئيس و ‏عضو هيئت تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه ابلاغ نشده و نخواهد شد". وي افزوده: "آنچه برخي رسانه‌‌ها ‏مي‌گويند بايد خود پاسخگو باشند و اينجانب به عنوان رئيس كميته حقوقي هيات رئيسه مجلس تأكيد مي‌كنم كه ‏احضاريه‌اي از سوي هيات رئيسه مجلس به اين 2 نماينده ابلاغ نشده و نخواهد شد".‏

‎مرتضوي و زاکاني ؛ چه کسي مفتري است؟‎

با اين حال ورود قاضي مرتضوي دادستان تهران که از سوي مجامع حقوق بشري فردي "مجرم" معرفي شده و ‏در يک مورد نيز متهم به قتل "زهرا کاظمي" در بازداشتگاه زندان اوين است، به جدال لفظي با زاکاني، پس از آن ‏صورت گرفت که زاکاني در نامه اي سرگشاده که در روزنامه ايران، ارگان رسمي دولت، چاپ شد عليه مسئولان ‏دانشگاه آزاد و در ارتباط با پرونده فروش سوالات آزمون اين دانشگاه اتهاماتي را مطرح و همزمان مسئولان ‏قضايي را متهم به سهل انگاري و مماشات با متهمان اين پرونده کرد. ‏

زاکانی مرتضوی را متهم کرد که با طولانی کردن رسیدگی به پرونده فروش سئوالات کنکور از سال 82 تاکنون ‏اقدام به از بین بردن آثار جرم، مفقود کردن پرونده ها کرده،و با ـجمیع پرونده های فروش سئوالات کنکور از ‏سراسر کشور بدون ثبت آنها در دفاتر دادستانی پرونده ها را مفقود کرده و به "کور کردن سرنخ های مربوط به ‏پرونده فروش سئوالات کنکور" پرداخته است.‏

زاکانی همچنین ادعا کرده که دادستان تهران در ارتباط با دو زن فروشنده سئوالات کنکور دانشگاه آزاد اسلامی که ‏چندبار به همین اتهام بازداشت شده اند،و 41 نفر دیگر تلاش در تغییر پرونده به نفع متهمان ،و دادرسی معکوس ‏داشته و در نهایت این افراد را به 200 تا 500 هزارتومان چریمه محکوم کرده است.‏

زاکاني در بخشي از نامه خود آورده است: " اصل و بدل اين پرونده به بهانه رسيدگى متمركز توسط شخص ‏دادستان تهران آقاى مرتضوى تحويل گرفته شده و سپس اين پرونده ها جهت رسيدگى متمركز به شعبه يك ‏دادسراى شميران ارجاع مى گردد. اين پرونده نيز دچار سرنوشتى مشابه پرونده ارسالى از شهرستان يزد شده و ‏بعد از ارجاع دادستان تهران به شعبه بازپرسى مذكور در شعبه ثبت نشده و سپس مفقود مى گردد". ‏

زاکاني مي افزايد: "دادستان تهران در جلسه كميسيون اصل نود بيش از ۱۰ بار اعلام مى دارد كه اين پرونده ‏توسط يك سرباز و در قبال اخذ مبلغى رشوه ربوده شده و به همين خاطر سرباز خاطى تحت پيگرد قرار گرفته و ‏پرونده وى در حال رسيدگى قضايى مى باشد." ‏

همين عبارات بود که مرتضوي را که خود دانش آموخته دانشگاه آزاد بوده و در واحد تهران شمال اين دانشگاه نيز ‏مشغول به تدريس است، برآن داشت تا در جوابيه اي شديدالحن و با ادبياتي بي سابقه در همان روزنامه ، زاکاني ‏را به "عدم تعادل رواني" متهم کند و او را نيز در کنار "ضدانقلاب ها" بنشاند و او را به افترا و طرح اظهارات ‏کذب متهم کند. ‏

مرتضوي نوشت: "آقاي عليرضا زاکاني پس از بازداشت عباس پاليزدار و احضار برخي اعضاي هيات تحقيق و ‏تفحص از قوه قضائيه به دليل ارتکاب تخلفات خارج از مسئوليت نمايندگي و ساير مرتبطين نگراني فاحشي پيدا ‏نموده و حالت اعتدال رواني خود را ازدست داده تا حدي که به نقل از برخي خبرنگاران، با رسانه هاي مختلف ‏تماس گرفته و شروع به فحاشي مي نمايد تا به زعم خود برخورد قضايي با اعضاي باند پاليزدار و برخي اعضاي ‏تحقيق و تفحص در دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي و اقدامات خلاف قانون و مجرمانه آنان به نوعي تحت ‏الشعاع اين رفتار غيرمعمول قرار گيرد." ‏

در بخش ديگري از اين جوابيه آمده: "اينجانب در طول مدت خدمت مقدس قضايي از سوي منافقين و رسانه هاي ‏معاند و ضد انقلاب مرتب مورد حمله تبليغاتي بوده و هستم، اظهارات آلوده به افترا و کذب آقاي عليرضا زاکاني ‏را نيز در همين راستا دانسته و اينگونه سخن پراکني ها برايم هيچگونه تازگي و اهميت ندارد و بنا ندارم وقت خود ‏را صرف پاسخگويي به اين گونه مطالب موهن و شبنامه نويسي ها که مختص افراد بيکار است بنمايم"‏‎. ‎

مرتضوي همچنين در پايان در يک جمله بندي بي سابقه اظهار مي دارد: "اصلا آقاي زاکاني را در پيگيري پرونده ‏ها به هيچ هم حساب نمي کردند و اساسا ايشان کوچکترين نقشي در رسيدگي هاي قضايي و آنچه ادعا مي نمايد ‏نداشته و يکي از ناراحتي هاي بزرگ و علت عصبيت ايشان نيز همين است". ‏

در اينجا بود که زاکاني با انتشار مطلبي در سايت محافظه کار جهان نيوز، ، خطاب به وزارت ارشاد از عدم ‏امکان پاسخگويي به اظهارات مرتضوي در روزنامه ايران خبر داد و علت آن را تهديد اين روزنامه از سوي ‏دادستان عنوان کرد.‏

زاکاني در نامه خود آورده است: " پيرو انتشار نامه آقاي مرتضوي در روزنامه ايران در روز شنبه 1/4/87 كه ‏حاوي افترائات و اتهامات متعددي نسبت به اينجانب بود ، بنده جوابيه اي را آماده نموده و وفق قانون براي ‏روزنامه ايران ارسال نمودم ليكن مدير مسئول محترم روزنامه ايران اعلام مي دارد كه با توجه به تهديد انجام ‏پذيرفته از سوي دادستان تهران مبني بر بستن روزنامه در صورت درج جوابيه بنده ، اقدام به انتشار جوابيه ‏اينجانب نخواهد نمود".

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 13:51  توسط هیربد  | 

 

 

به نام خداوند جان آفرين
پناه جهان پشت ايران زمين

"در کويری سوت وکور، در ميان مردمی با اين مصيبت ها صبور، زهرم در پياله، زهرمارم در سبوست، مرگ او را، از کجا باور کنم؟"

با درود بر شما سروران گرانقدر

سخن از شادروان دکتر پرويز ورجاوند بزرگمردی از تبار ميهن پرستان و رهروان مصدق است.

خانواده ارجمند، دوستان بزرگوار! پيشاپيش مراتب صميمانه ترين همدردی مرا که هموندکوچکی از حزب ملت ايران هستم بپذيريد.

دکتر ورجاوند از همان روزهای نوجوانی آنگاه که هنوز آثار اشغال بيگانه در ميهن را حس می کرد و شرنگ تلخ استبداد و اشغال ميهن را چشيد، در کنار ديگر همرزمانش شهيد محمد مهرداد استوره ی مقاومت و استواری، لشکری، تيمسار و انقطاع در سازمان پرچمداران که باور راستين به آزادی و وحدت ايران زمين داشتند و در نهضت ملی به رهبری دکترمصدق پير دانای خاور زمين، آموزگار رهايی ملتهای دربند استبداد و استعمار، در معرفی فرهنگ پر بار ايران با حفظ پيوند عقيدتی با مبارزان راست قامت ميهن پرست چون پروانه و داريوش فروهر تلاش کرد. سرانجام پس از تحمل سختی های فراوان بر شمع وجود ايران پرگشود و ميهن پرستان را به سوگ نشاند. روح بلندش بر بلندای آسمان ايران بر فراز البرز و زاگرس پرغرور از اران و شروان تا خليج هميشه فارسمان به نظاره به پرواز در آمده است.
ورجاوند انسانی چندساحتی، نماد پايداری و سرزندگی، استادی انديشمند و بهنگام، مبارزی آگاه، چه وفادارانه از عهده ی آزمون تاريخی سر بلند برآمد و به پيمانش در راه ملت گرايی ايران سرسپرد.

از پگاه دل انگيز ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ تا غروب غم انگيز آنروز، فاصله ايست به وسعت بودن تا نبودن. از آن بود تا اين نبود، ما چه ره توشه ايی برگرفتيم؟ تا از تنگنای من بدر شويم بدور از منيتها و خشونتها و هرگونه تبعيض های ميهن برباد ده ايران را دريابيم. که در حيات از هم غافل و در ممات بدنبال هم در جستجو نباشيم. بزرگی از ميانمان رفت و باز طبق معمول ياران موافق و مخالف که در حيات هم داستان نمی شدند، در آيين خاکسپاری چه با شکوه شرکت جستند. از پير و جوان، زن و مرد از هر مشرب و مکتب از دانشجويان، بازاريان، کارگران، فرهنگيان، دانشگاهيان از کرد، آذری، بلوچ و ترکمن ..... از جای جای اين سرزمين در يک کلام نمونه ای از ملتمان با همه زيبايی های گونه گونی انديشه که فصل مشترکشان ايران بود همه در يک مکان با چشمان گريان درحسرت از دست دادن او، درحسرت يگانگی ملی، در حسرت پاسخی درخور به ژاژخايی های اميرک نشين های وابسته درکناره خليج فارس و گرگهای در پوستين شبان، سرود ای ايران سر می دادند.

يک سال از آن روز پرشکوه گذشت. از فردای آن روز چه کرديم؟ فرداهای ديگر را چه خواهيم کرد؟ آيا تا درگذشت ياری ديگر به تضادها، نفاقها، دودستگيها و اتهام زدنها به يکديگر ادامه خواهيم داد؟ در اين صورت همه ما چه آنان که تبعيض می ورزند چه آنان که مورد تبعيض واقع می شوند، چون برف در آفتاب تموز آب می شويم. "اين زخم ها بايد چيزی به ما بياموزاند"

سروران، بزرگواران! به باور من تنها يک راه پيش روی ماست در سايه خرد جمعی يگانه شويم، دشمنی ها را کنار زنيم خودی و غير خودی در ميان نباشد. بايد همراه شد کين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود.

ما ملت ايران زن و مرد شريک هميم اندر اين کار، در دفاع از هست و نيست ملی مان در تلاش برای سر بلندی ملتمان.

ما در حزب ملت ايران با رهرويی از زنده يادان فروهرها شاگردان مصدق تاکيد می کنيم. دموکراسی اهدايی بيگانه ارزش ندارد و ازسويی در واپسگرايی هم نه آزادگان بلکه خود کامگان انتظارمان را می کشند. پس از متهم يا محکوم کردن يکديگر دست بکشيم به يگانگی و همبستگی ملی بيانديشيم. بهوش باشيم پشت سرما اگر يگانه نشويم امثال اسکندر، هارون الرشيد، سلطان محمود، چنگيز و صدام ايستاده اند اگر هوشيار نباشيم آنان زندگی از سر می گيرند ولی اين بار با تانک و توپ و بمب شيميايی وميکروبی.

سروران در جامعه ی استبداد زده نياز و نفرت رو به فزونی می رود. در چنين جوامعی فقر، بيکاری، سردرگمی در بخش های مختلف زندگی، بی برنامگی جامعه را با سقوط ارزش ها روبرو می کند و در نتيجه به نبود تفکر خلاق می انجامد و شهروندان را از زندگی دور می کند که ناخودآگاه سر بر دامان مرگ می نهند. بايد بهراسيم از آن زمان که رويای مرگ در ذهن فرزندان ما به الگويی ماندگار تبديل شود و جهان اطراف را جز سياهی بی آيندگی نبينند وآينده خويش را در آن سوی مرزها و در ديار غريب بجويند. آيا اگر مهندس و دکتر از کره و چين و ماچين بتوان وارد کرد، رجال سياسی ميهن پرست را هم می توان وارد نمود؟ اين زنان و مردان سياسی از طريق فرا يند دموکراسی بوجود می آيند. پس بکوشيم در ساختن آينده روشن که اميرکبير گفت: "اگر ميوه يکساله می خواهيد گندم بکاريد اگر ميوه ده ساله می خواهيد درخت بکاريد و اگر ميوه صد ساله می خواهيد انسان تربيت کنيد" که يکی ا ز خدمات شادروان ورجاوند آموزش و تربيت جوانان آگاه ميهن پرست بود.

عزيزان!

آيا کشوری را سراغ داريد از ۱۵۰ سال پيش اينهمه مبارزه وقربانی برای آزادی داده باشد وهنوز بر سر بديهی ترين مسائل حوزه عمومی اجتماع (زنان، اقوام، جوانان، کارگران و ...) در يک کلام در اجرای عدالت که بينادی ترين بنيان باورهای ماست، مشکل داشته باشيم.

"چو تو خود کنی اختر خويش را بد

مدار از فلک چشم نيک اختری"


تواين بی می گويد: از ۲۱ تمدن بزرگ جهان در حدود ۱۹ تمدن در اثر تهديد داخلی رو به اضمحلال رفته اند.

براستی چاره درد در کجاست؟ به باور من بايد درآغاز راه به پنهان کاری هايمان با خودمان پايان دهيم. با بگير و ببند هم نتيجه ای عايد نمی شود، بايد به يک نوع خود آگاهی و بيداری ملی برسيم و بدانيم در اين راه، بيگانه بخاطر راحتی ما خود را به خطر نمی اندازد. سخنم به درازا کشيد و قصه دل ناتمام ماند. پس از زبان شادروان پروانه فروهر سخنم را به پايان می برم. که گفت: بياييد (همه از مخالف و مواثق از صدزر تا ذيل) تا دير نشده همه گلايه هايمان از يگديگر را برای زمانی ديگر بگذاريم که ميهن مان، هويتمان،آب وخاک ورجاوندمان، گهواره و گورمان در وضيعت خطر ناکی بسر می برد.
اقبال می گويد:

دريای تو درياست که افزون نشد و کاست از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز

حاصل سخنم را برای شادی روح بزرگ ورجاوند از بخش هايی از سرود شادروان فريدون مشيری مدد می گيرم.

... ترا کوچيدن از خاک

دل بر کندن از جان است

ترا با برگ برگ اين چمن

پيوند پنهان است

ترا اين ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران

ترا اين خشکسالی های پی در پی

ترا ازنيمه ره برگشتن ياران

ترا تزوير غم خواران زپا افکند

تو با آن چهره ی افروخته از آتش غيرت

که در چشمان من والانتر از صد جام جمشيد است.

و اينک حسرت و افسون بر آن سايه افکنده است

خواهی رفت و اشک من ترا بدرود خواهد گفت.

که من (چون تو) اينجا ريشه در خاکم

من اينجا عاشق اين خاک اگر آلوده يا پاکم

من اينجا (چون تو) تا نفس باقيست می مانم

من از اينجا چه می خواهم نمی دانم

من اينجا باز در اين دشت خشک تشنه می رانم

من اينجا روزی آخر از دل اين خاک

با دست تهی گل بر می افشانم

و می دانم تو روزی باز خواهی گشت.

با درود بر روح بلند او و آنانکه برای سربلندی ايران زيستند.

با سپاس
پاينده ايران
حسين شاه اويسی
تهران،۲۱ خردادماه ۱۳۸۷ خورشيدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 13:49  توسط هیربد  | 

 

یک سال به سرعت گذشت اما تنها و تنها باعث گردید که بفهمیم" بعضی وقت ها چقدر زود دیر می شود " اینک این ما هستیم و یک دنیا دریغ از نبودن استاد ورجاوند باشد که نگاه او و روش و منشش روشن گر راه ما باشد و به یاد داشته باشیم که ....

زندگی نامه استاد

اعلامیه صلح سبز ایران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 18:5  توسط هیربد  |