تبليغاتX
من و خاطراتم - ابهامات در کودتای ننگین 28 مرداد -(قسمت 1 الی 4 )
 

 

بسیاری کودتای 28 مرداد را ادامه کودتای ناموفق 25 امرداد دانسته و دلایل چندی بر آن ذکر کرده اند . این نوشتار با دیدی نوین به این مسئله پرداخته و عقیده دارد که در 25 مرداد انجام کودتا هدف نبوده و کودتای اصلی در 28 امرداد  صورت گرفته  وجز به همراهی امرای ارتش که در مصدر کار بودند، امکان نداشته است .

پس  از انحلال مجلس در رفراندم ملی  روسای دول آمریکا و انگلیس که دیگر امکان سقوط دولت ملی را از طریق راهکارهای معمول نمی دیدند  تایید نهایی خود را جهت انجام کودتا  به سازمانهای ذی ربط در دو کشور اعلام نمودند .

برای انجام کودتا چند راه کار اولیه وجود دارد که عبارتند از :

الف  ) کودتای غافلگیر کننده  :

در این نوع کودتا عوامل کودتا یعنی نیروی نظامی ، نیروی اطلاعاتی و نیروی روابط عمومی در کمال خفا و بدون هیچ گونه  پیش حرکتی و با اصل غافلگیری  نیروهای محافظ حکومت قانونی صورت می گیرد . عموم این کودتا ها خونین بوده  و با  شدت عمل در برابر سران حکومت و اعدام آنان و سایر مخالفین توسط کودتاچیان صورت می گیرد .

ب ) کودتای فرسایشی :

در این نوع کودتا نیروی روابط عمومی کودتا با ایجاد شایعه ی کودتا نیروهای امنیتی و اطلاعاتی  کشور را درگیر آماده باش دایمی  جهت خنثی سازی کودتا  می نماید و از طرفی دیگر به جامعه می قبولانند که دولت آن چنان ضعیف است که باید تغییر نماید ( فارق از نوع و دلایل موضوع ). از سوی دیگر عکس العمل جامعه و نیروهای حامی دولت در برابر کودتا ارزیابی می شود و نیروهای ناپیدای حامی دولت نیز شناسایی گردیده و به نوعی امکان سنجی  موفقیت کودتا  انجام می گیرد .با توجه به تکرار امکان کودتا در کشور بصورت  فرساینده واکنش مردم نسبت به این مهم سرد  و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی کشور نیز دیگر فاقد آمادگی لازم جهت مقابله با کودتاچیان می شوند . عموما در این نوع کودتا ها حتی چند پیش کودتا نیز برای امکان سنجی در جهت تکمیل کودتای اصلی و گم نمودن زمان آن انجام می پذیرد . عموم این نوع کودتاها غیرخونین است .

کودتای فرسایشی  آژاکس

کودتای آژاکس از نوع کودتاهای فراسایشی بود که عملیات اجرایی آن از 19 امرداد  آغاز گردید. (البته باید در نظر داشت که طرح اولیه کودتا و شروع مراحل اولیه و در حقیقت آماده شدن برای کودتا پس از  قیام ملی 30 تیر شکل گرفت و در یک فاز آن در 9 اسفند 1331 بگونه ای دیگر خود را نشان داد ) . تلاش های نیروی روابط عمومی کودتا مبنی بر ایجاد شایعه از اولین روز ،پس از اعلام نتیجه رفراندم ملی و حمایت عمومی مردم از پیشوای ملی در برابر با شاه و حامیانش صورت گرفت و به درستی  در این راه توانستند در غیاب مغز متفکر دولت یعنی شهید فاطمی  ابتکار مطبوعاتی  را در دست بگیرند و با تزریق خطر کودتا به گروههای ملی و  حزب توده  و همگامی و همراهی جداشدگان از ملت مانند آیت الله کاشانی ، بقایی ، مکی  و حایر ی زاده  و ... گام نخست را در جهت فر سوده کردن توان فکری نیروهای ملی امنیتی و اطلاعاتی  کشور  برداشته و اذهان عمومی را در جهت ضعف دولت  سوق بدهند . همانطور که در چند ماه قبل با به شهادت رسانیدن تیمسار افشار طوس به نوعی ضعف شدید دولت را در ایجاد امنیت حتی برای مسوولین  امنیتی و اطلاعاتی  کشور  و در نتیجه عدم تامین جانی مردم القا نمودند.

کیانوری این رهبر سرسپرده شوروی که در زمان تحصیل در آلمان گرایشات فاشیستی داشته و از دیر باز در صدر حاکمیت حزب توده قرار گرفته بود ، درجریده ی نامه ی مردم به تاریخ 12/12/1359 در نوشتاری  به نام حزب توده ایران و دکتر مصدق می نویسد که :

1-            روز 18 مرداد حزب توده ایران هشدار داد که جبهه متحدی از شریر ترین دشمنان ملت به وجود آمده  و دربار و سفارت آمریکا مرکز توطئه یی هستند که هدفش بر انداختن دولت است .

2-            اعلام کودتای توسط ارتش و لشکر گارد این موضوع توسط مریم فیروز به سبب بستگی فامیلی به خانم دکتر مصدق و از آن طریق به اطلاع ایشان رسیده شد منبع این اطلاع مرحوم سرهنگ مبشری بود   و در خواست  تعویض سران ارتش با نفرات مورد اعتماد حزب توده !

3-            23 مرداد اعلام کودتا در نشریات وابسته حزب توده  و اعلان دوباره آن به مرحوم دکتر مصدق و بیان اسامی نظامیان ذی نفع در کودتا که منبع این خبر هم سرهنگ مبشری بود .

4-            26 و 27 مرداد ماه اعلام کودتای در شرف اتفاق  به دکتر مصدق و در خواست  مجدد تعویض سران ارتش با نفرات مورد اعتماد حزب توده !

در کنار این موضوع باید به تلاش های روز نامه های هوادار دولت مانند  شورش ، باختر امروز  ، شاهد  و ... در افشای کودتا از یاد نبرد که در حقیقت در جهت و خواست کودتاچیان بصورت نا خواسته گام می گذاشتند .

در کنار این موضوع باید از گروهی دیگر گفت که تحت عنوان توده ای های نفتی  از آنان یاد می شود کار این گروه این بود که تحت عنوان حزب توده و در حقیقت به دستور انگلیس در ارعاب مردم کوشیده و وانمود نمایند که عنقریب دکتر مصدق حکومت ایران را از پادشاهی مسلمان ! به جمهوری کمونیستی تبدیل خواهد نمود . ایجاد تظاهرات های مصنوعی و شعارهای غیر واقعی و در خواست های مبنی بر محاکمه شاه و تبدیل حکومت به جمهوری و تهدید روحانیت و ارعاب مردم عادی و ملاکین  از برنامه های نیروی روابط عمومی کودتا چیان بود که تقریبا قرین موفقیت گردیده بود تا به آن حد که ایالات متحده آمریکا نیز که در دوران اوج سیاست ضد کمونیستی مک کارتی می سوخت فریب این نمایش استعمار پیر را بخورد .

پیش کودتا  ، " اکنون دقیقا نیمه شب است  "

همانطور که بیان شد برای سنجش میزان مقاومت  دولت ملی  و اجرای کودتای اصلی  نیاز به یک پیش کودتا بود این پیش کودتا .این  پیش کودتا  دارای  اهمیتی خاص  و تماما سودمند بود چه موفق میشد و چه موفق نمی شد. اگر این پیش کودتا موفق آمیز بود  دیگر نیازی به رو نمودن سایر مهره ها نبود  ومی شد این  نفرات را برای زمان دیگر و در امنیت بیشتر جهت ایفای مقاصد بعدی نگاه داشت  و اگر هم به موفقیت نمی رسید. چنانچه که نشد از شکست این کودتا می شد در جهت رفع نواقص و کاستی های کودتای  اصلی  استفاده نمود .

در روز 20 مرداد ماه یک روز پس از اعلام پیروزی ملت بر اتحاد پلید سلطنت و آمریکا و انگلیس که با همراهی فریب خوردگان داخلی مانند کاشانی و جاه طلبانی مانند  سرباز خیانتکار وطن " حسین مکی " ، حائری زاده و ...  قرین بود ، شهید ملی دکتر فاطمی  معالجات ناشی از ترور خود توسط فدائیان اسلام را رها نمود و با تنی رنجور به ایران بازگشت  .

اما از قضا سر کنگبین صفرا فزود ، موافقت ملت با رفراندم باعث شد که آمریکا  بصورت کامل متقاعد گردد که ایران در آستانه صقوط به دامان کمونیسم است ، آن هم در زمانی که سیاست  ضد کمونیستی مک کارتی در اوج اقتدار در آمریکا توسط آیزنهاور به اجرا در  می آمد .

 با این وجود شاه  به علت ضعف وجبن ذاتی  دارای تردید هایی اساسی نسبت به کودتا بود و از آنجا که دارای پارانویای توطئه بود ، گفته های رابطین انگلیس و آمریکا را باور نمی کرد . برای جلب اطمینان شاه  BBC در آغاز برنامه هایش جمله تاریخی خود را که در آغاز برنامه هایش بکار می برد تغییر داد و به این وسیله شاه بر آخرین تردید هایش به اصرار ملکه ثریا غلبه نمود  .

 (  BBC همواره در آغاز برنامه هایش اعلام می داشت  " اکنون در لندن نیمه شب است "   برای اینکه موفقت دولتین انگلیس و امریکا را به شاه اعلام نماید جمله توافقی زیر را در ابتدای برنامه هایش اعلام نمود  " اکنون دقیقا نیمه شب است "  )

22 مرداد ماه  سرهنگ گارد شاهنشاهی نعمت الله نصیری دو برگ کاغذ  سفید امضای شاه را از کلاردشت با خود به تهران آورد و از قول محمدرضا شاه به او تکلیف کرد که متن  دو مینوتی را که کرمیت روزولت با توافق شاه تهیه کرده بود ، از طرف شاه بنویسد . با کمی دقت درمتن فرمان موجود است  چون امضای محمد رضا شاه در انتهای کاغذ قرار گرفته بود سطور با فواصل غیر عادی نگاشته شده است .

اندکی قبل از نیمه شب 23 مرداد ماه سرهنگ نصیری به اتفاق اردشیر زاهدی داماد آینده شاه به مخفی گاه سرلشگر زاهدی رفت و فرمان نخست وزیری را به او تسلیم کرد . سرلشگر زاهدی پس از این ماجرا  با افراد گارد سلطنتی که ستون اصلی کودتا محسوب می شدند برای اجرا هماهنگی های لازم را انجام داد .

وظایف  کودتاچیان عبارت بود از :

الف – ابلاغ فرمان عزل دکتر مصدق  و دستگیری  او

ب- دستگیری رییس ستاد مشترک سرتیپ رحیمی

ج - قطع ارتباط تلفنی پایتخت

د – دستگیری اعضای هیات دولت

ه- اعلام نتیجه کودتا به شاه !

با نگاهی به نوع وظایف گارد به آسانی می توان دریافت که کودتای 25 مرداد تنها یک کودتای مشقی بود . زیرا بدیهی است که برای انجام کودتا همگامی کامل ارتش و شهربانی لازم است که این موضوع در 25 مرداد صادق نبود و دیگر اینکه با توجه به محدودیت نفرات کودتا امکان  انجام بیش از 15 عملیات همزمان میسر نیست .همچنین موافقت ارتش در شهرستان ها نیز جلب نشده  و خطر ایل سنجابی نیز با توجه به موقعیت زندیاد دکتر سنجابی  مرتفع نگردیده بود. همچنین با توجه به نزدیکی ناصر خان قشقایی  و سابقه دوستی پیشوای ملی با ایشان  احتمال بروز مقاومت و برخورد از سوی ایل قشقایی نیز می رفت  که این نیز بر سایر مشکلات می افزود .

به هر حال 25 مرداد  با قطع برق و تلفن فسمتی از جنوب تهران آغاز شد و از سوی دیگر ستونی از گارد تنها موفق به دستگیری وزیر خارجه شهید دکتر فاطمی ، مهندس حق شناس وزیر راه و مهندس زیرک زاده عضو موثر حزب ایران  می گردد . و با توجه به عدم اعلام قبلی به اعضای کودتا در شهربانی فقط افراد کلانتری شماره یک تجریش با کودتاچیان همگامی میکنند .

در نیمه دوم قرن بیستم تنها 5 شاه در جهان باقی مانده است یکی پادشاه بریتانیا و 4 دیگر شاه ورق بازی . ملت ایران یکی دیگر از شاهان را سرنگون ساخت . " آسوشیتدپرس 27 مرداد 1332

 

در مقابل سرهنگ دوم آزموده (برادر دادستان بیدادگاه مصدق ، معروف به آیشمن ایران ) که مامور قطع ارتباط تلفنی تهران بود توسط فرمانداری نظامی دستگیر شد . از سوی دیگر با توجه به درایت و هوشیاری سرهنگ ممتاز فرمانده تیپ 2 کوهستان  ، ماموریت سرهنگ نصیری با شکست مواجه و نامبرده دستگیر گردید . به دنبال دستگیری نصیری شاه مطابق برنامه ! همراه با تیمسار خاتمی ( شوهر خواهر آینده ی شاه ) به عراق فرار کرده و سپس به ایتالیا می رود .

دلیلی دیگر برای اینکه  پیش کودتا دانستن  واقعه 25 مرداد را می توان در اظهارات ژنرال کلر رییس مشاوران آمریکایی درایران  خطاب به جاکسون ماشور جنگ روانی رییس جمهور آیزنهاور دانست  (کالبد شکافی توطئه - دکتر ابراهیم یزدی – 1381 – انتشارات قلم ) :" ... آغاز بی نتیجه برای تغییر دولت خیلی شبیه یک نمایش پلیسی بود  ... بسیار غیر واقع بینانه بود که فرماندهان ارشد اظهارات یک افسر پایین تر از خود را مبنی بر ایکه مامور ابلاغ  فرمان شاه است   به این شکل را بپذیرند .... "

از سوی دیگر عدم هماهنگی قبلی با شهربانی و ژاندارمری و ارتش در سایر استان ها برای کمک به کودتا  تحت هر عنوانی که فرض شود قابل تامل می باشد و به عقیده نگارنده بیشتر در جهت حفظ پوشش افراد و شناسایی موافقان و مخالفان پنهان و بررسی کنش و واکنش  دوستاران دولت ملی و مخالفان دکتر مصدق  در زمان کودتا بوده است .

با شکست کودتا اعضای دستگیر شده توسط 2 ستون اعزامی گارد آزاد می شوند . دژبانی ارتش و شهربانی  مامور دستگیری افراد شرکت کننده در این کودتا از قبیل : هیراد رییس دفتر شاه ، حسین مکی ، دکتر بقایی ، بهبودی رییس کاخ های سلطنتی ، ارنست پرون ، امینی کفیل وزارت دربار و ...   می گردد. با علام شکست کودتا از طریق رادیو واعلام تحت تعقیب بودن سرلشگر زاهدی  توسط دولت  ،علیه شاه در سراسر کشور تظاهرات برگزار می گردد. (خاطرات من  ، سرهنگ ستاد بازنشسته حسینقلی سررشته ،ناشر مولف ، 1367 )در فضای بعد از کودتا سرمستی ناشی از غلبه بر کودتاچیان غالب گردید و آنچه که خواست دشمنان ملت بود پدیدار آمد . توده ای های نفتی با ایجاد فضایی تند و التهابی خواستار اعلام جمهوری شدند و همزمان عوامل درباز همانند  آیت الله بهبهانی به کمک دلار های نفتی شروع به فعالیت نهایی کردند . فرامینی امضا شده ی شاه به سرعت در تهران و سایر شهرستان ها با سرعتی باور نکردنی تکثیر شد  و نامه هایی با علامت حزب توده و جوهر سرخ رنگ حاوی تهدید هایی بر علیه مذهبیون و روحانیت پخش گردید . بصورتی هماهنگ به ناگهان 30 روزنامه  سربر آورده و به صور گوناگون بر فضای تنش آلود افزودند به دفاتر حزب توده و نشریاتش توسط عوامل دربار و عدهای اجیر شده به نام ملی گرا حمله می گردید و از سوی دیگر به دفاتر احزاب ملی و علما تحت عنوان جمهوری خواهی و کمونیست معابی  ( زیر لوای حزب توده ) تعرض صورت میگرفت . با کمک دلار های آمریکا  دیگر مخالفان مصدق هم به حرکت درآمدند و فریب خوردگان داخلی مانند آیت الله کاشانی و جاه طلبانی مانند  سرباز خیانتکار وطن " حسین مکی " ، حائری زاده نیز با صدور اعلامیه های بر ضد مصدق فعالیت نمودند .

(کالبد شکافی توطئه - دکتر ابراهیم یزدی – 1381 – انتشارات قلم ) برایان لاپینگ می گوید : هدف ما از این کارها این بود که اکثریت ایرانیان را ترسانده و القا نماییم که پیروزی مصدق برابر با پیروزی حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی بوده و نتیجه اش لامذهبی و حکئمت کمونیستی خواهد بود "

در چنین فضایی عوامل دولت ملی نیز تحت تاثیر قرار گرفته و با نوشتار و گفتار خود بر التهاب فضا افزودند .در تظاهرات 26 مرداد ماه در میدان بهارستان دکتر شایگان ، مهندس زیرک زاده ، شهید دکتر فاطمی  ، مهندس رضوی در سخنرانی های خود خواستار مستعفی شناخته شدن شاه و تشکیل شورای سلطنت شدند .

 مردم هیجان زده مجسمه های شاه را پایین آورده و با شعار " نه مجلس ، نه دربار ، جمهوری مصدق پیروز است " .به ابراز شادمانی از فرار ! شاه و شکست کودتا پرداختند .

دکتر فاطمی در سرمقاله باختر امروز مورخ 26 مرداد ماه 1332 خواستار محاکمه و اعدام شاه می گردد (با چشمی گریان تقدیم به عشق ، مهندس میثمی ،نشر صمدیه ،1385 -) : " ملت ایران تشنه ی انتقام است و می خواهد تورا که به هیچ چیز او ابقا نکردی در روی میز متهمین دادگاه و آن گاه بر روی چوبه دار ببیند  ".

در روز 27 مرداد به دستور دکتر مصدق افراد احزاب ملی از صحنه خارج شدند تا بدگمانی مربوط به حضور ایشان در جهت تبدیل حکومت به جمهوری رفع شده با دستورتشکیل شورای سلطنت  این توطئه عقیم گردد . همچنین به دستور دولت برای جلوگیری از هرگونه فتنه طلبی حکومت نظامی و ممنوعیت تظاهرات  اعلام گردید .به دستور دکتر مصدق شهید ملی دکتر فاطمی به کاخ شاه رفته و تمامی اتاق ها و ساختمان محل سکونت شاه را مهر و موم می کند . نام خیابان ها هم توسط عواما چپ و چپ نما تغییر یافت و خیابان شاه رضا ( انقلاب ) به ملت و خیابان شاه ( جمهوری ) به جمهوری تبدیل شد و با اینکار بر وحشت و تشنج میان ملت افزوده شد. (جبهه ملی ایران ،کورش زعیم ،انتشارات ایران مهر ، 1379 )

حزب توده که متوجه شد که در چند روز قبل آلت دست مخالفان دولت ملی گردیده به افراد خود دستور باز گشت و از خیابان و عدم حضور در تظاهرات ها را صادر نمود .همچنین در اقدامی سئوال برانگیز از رابط ها حزبی خود خواست که در چند روز آینده در مقرهای حزب حاضر نشوند و از همه عجیب تر اینکه مطابق با خواسته کودتاچیان طی بیانیه ای خواستار تغییر رژیم از سلطنت به جمهوری گردید .( خاطرات من  ، سرهنگ ستاد بازنشسته حسینقلی سررشته ،ناشر مولف ، 1367 )

آرامش قبل از توفان

از صبح روز 27 مرداد هیات دولت ، نمایندگان فراکسیون نهضت ملی ، اعضای جبهه ملی  در خانه 102 خیابان کاخ در منزل دکتر مصدق جمع می شوند و به ارزیابی و جمع بندی اوضاع می پردازند  . در انتهای جلسه دکتر فاطمی ویر امور خارجه و سخنگوی دولت به خبرنگاران می گوید : " موضوع جمهوری اکنون مورد بحث نیست  ....و برقراری رژیم جمهوری مورد تایید مقامات صلاحیت دار نیست ."  (جبهه ملی ایران ،کورش زعیم ،انتشارات ایران مهر ، 1379 )

با توجه به شورش های پدید آمده و نا آرامی های گسترده که به نام حمایت از دولت و در حقیقت در جهت تامین منافع کودتاچیان صورت می گرفت و پدیدار آمدن توهم غلبه کمونیسم و لامذهبی در اکثریت مردم ، دولت به فرمانداری نظامی دستور داد که با هرگونه تظاهرات له یا علیه دولت مقابله نماید .

در این میان نیز فتوا های آیت الله کاشانی مبنی بر محارب بودن دولت با امام زمان در کنار دلار های آیت الله بهبهانی که در اختیار فواحش و اراذل اوباشی مانند طیب و گروه شعبان جعفری و سایر گروه های مذهبی طرفدار شاه  قرار گرفت و برای کودتای نهایی آماده آخرین گام ها برداشته شد .

به تمامی کلانتری های تهران 400.000 ریال جهت سکوت در برابر هر گونه مقاومت و همچنین عدم دخالت در برابر کودتا پرداخت شد. همچنین مقرر گردید که به آنان در صورت همکاری پاداشی مناسب داده شود که در عمل نیز کلانتری میدان کاخ و بازار با افراد خود از سطح منطقه جمع آوری  و در اختیار کودتاچیان قرار داد . .( خاطرات من  ، سرهنگ ستاد بازنشسته حسینقلی سررشته ،ناشر مولف ، 1367 )

اردشیر زاهدی برای جلب موافقت فرماندهان ارتش با مسوول تیپ کرمانشاه سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده تیپ اصفهان تیمسار امیرقلی ضرقام مذاکره کرده و موافقت آنان را با 100.000 ریال بصورت نقدی و وعده ارتقاء رتبه و کسب پست بالاتر  جلب نمود .از سوی دیگر احزاب درباری و مخالفان منسجم نیز بیکار ننشسته و در یک اقدام هماهنگ توسط احزاب ذوالفقار ، سومکا ، پان ایرانیست ( پزشکپور )، آریا ، زحمتکشان ( بقایی ) و همیاری پسر آیت الله کاشانی و نفرات منسوب به ایشان آماده انجام وظایف خود در روز کودتا شدند.

در زمان کودتا تیپ های حاضر در تهران عبارت بودند از :

1-    تیپ  یک کوهستان به فرماندهی سرهنگ ستاد علی پارسا در مهر آباد

2-    تیپ  دو کوهستان به فرماندهی سرهنگ ستادعزت الله ممتاز  در جمشیدیه

3-    تیپ  سه کوهستان به فرماندهی سرهنگ ستاد حسینقلی اشرفی در عشرت آباد

4-    تیپ  یک زرهی به فرماندهی سرهنگ ستاد رستم نوذری در پادگان قصر

5-    تیپ  یک زرهی به فرماندهی سرهنگ ستادناصر شاهرخی در پادگان جی

هیچ فرماندهی از تیپ های تهران حاضر به همکاری نبود . ( کودتا در کودتا ، کرمیت روزولت ، دکتر علی اسلامی ، پ 194 ) و تنها نقطه اتکای کودتاچیان به نیروهای گارد و شهربانی بود .

اهداف کودتا در روز 28 مرداد

با توجه به کودتای 25 مردادماه و بررسی نقایص آن گروه کودتاچیان به این نظر رسیدند برای موفقیت باید بصورت هماهنگ و یکپارچه به اهداف زیر رسید :

الف – ابلاغ فرمان عزل دکتر مصدق  و دستگیری او

ب- دستگیری رییس ستاد مشترک سرتیپ ریاحی ( که این موضوع به منزله فتح ارتش محسوب می شد )

ج - قطع ارتباط تلفنی پایتخت و تصرف رادیو و تلگراف خانه مرکزی

د – دستگیری اعضای هیات دولت

ه- اعلان نخست وزیری تیمسار زاهدی

و- جداکردن ارتش و قوای نظامی از دولت ملی و غیر فعال نمودن تیپ های موجود در تهران

ز- خنثی کردن حضور مردم و احزاب ملی ومخالف دربار و استعمار و انفعال آنان در روز کودتا

ح- تسخیر وزارت جنگ و ستاد ارتش و سایر نقاط مرکزی کودتا

ط- تسخیر محل احزاب همگام با دولت و ارگان های آنان جهت جلوگیری از ایجاد کانون های مقاومت در برابر کودتا

ی- اعلام نتیجه کودتا به شاه

و برای هرکدام از موارد فوق نیز بصورت روشن و جداگانه مسوولی معین گردید .گروه بهبهانی ، براداران رشیدیان ، احزاب ذوالفقار ، سومکا ، پان ایرانیست ( پزشکپور ) ، آریا ، زحمتکشان ( بقایی ) و با همیاری پسر آیت الله کاشانی و افراد منسوب به ایشان  به همراه تیم خبر پراکنی CIA که تحت نظر روزولت کار می کردند  مسوولیت روابط عمومی  کودتا را برعهده گرفتند.روزولت ، اردشیر زاهدی و تیمسار زاهدی قوای اجرایی را به همراه خائنین به مصدق و گارد شاهنشاهی  نیروی نظامی و هدایت مستقیم کودتا را قبول کردند و مسولیت امور اطلاعاتی و هدایت و طراحی آن نیز جهت اجرا بصورت مشخص و آشکار در اختیار CIA و حمایت MI6 و نمایندگان آنان در ایران بود.

پگاه 28 امرداد 1332 تهران 

با توجه به هماهنگی های انجام شده از پگاه روز 28 مردادماه با توجه به اعلامیه و برخورد شدید دولت با تظاهرات کنندگان دیگر اثری نه از حزب توده در صحنه بود و نه از احزاب ملی و رابط های آنان . نیروهای پیاده نظام کودتا یعنی افراد و چاقوکشان و واحش متعلق به احزاب ذوالفقار ، سومکا ، پان ایرانیست ( پزشکپور )، آریا ، زحمتکشان ( بقایی ) و گروه های منسوب به پسر آیت الله کاشانی در نقاط مختلف با هماهنگی برخی از نفرات اخراجی و پاکسازی شده ارتش و نیروهای مسلح و همگامی وهمیاری افراد کلانتری ها با دراختیار گرفتن تعدادی تاکسی و حتی ماشین های در اختیار مستشاران آمریکایی شروع به تظاهرات و ایراد شعار در جهت حمایت از محمدرشا شاه و مخالفت با دکتر مصدق می نمایند. که در حقیقت هدف اصلی آنان جلب توجه فرمانداری نظامی و دولت به سمت شورشی خیابانی و انحراف از عملیات نظامی بود. (کالبد شکافی توطئه - دکتر ابراهیم یزدی – 1381 – انتشارات قلم )

همزمان نیز افسران پاکسازی شده به همراه نفرات گارد مسلح گمرک و گارد شاهنشاهی که دوباره تجهیز شده بودند ، شروع به انجام وظایف محوله در جهت تسخیر تلگراف خانه ، رادیو ، ستاد مشترک و وزارت جنگ ، دژبانی مرکز و مقر اصلی شهربانی می کنند .

دفاع از ستاد ارتش و وزارت جنگ و ادارات کنار آن در محدوه ی مرکزی بر عهده ی سرهنگ ستاد حسینقلی سررشته ریاست دژبان مرکز ( مسوول رسیدگی و کشف پرونده قتل شهید سرتیپ افشار طوس و از افسران عضو سازمان ملی ) بود . سرهنگ سر رشته به همراه سربازان وفادار به پیشوای ملی حملات انجام شده برای تصرف نقاط حساس نظامی – امنیتی را  درهم می شکند.

 اما از سوی دیگرسرتیپ ریاحی ریاست ستاد ارتش در ساعت 10 صبح ریاست شهربانی را برعهده ی تیمسار شاهنده می گذارد و این موضوع را جهت اجرا به دکتر صدیقی وزیر کشور اعلام می نماید . در این میان سرتیپ دفتری خود را به منزل دکتر مصدق رسانیده و خواستار تعیین وظیفه ای دیگر جهت انجام وظیفه و خدمتگزاری به وطن می نماید . با اصرار و ابرام و ابراز وفاداری به ملت و پیشوای ملی  ریاست شهربانی را بر عهده می گیرد .دکتر مصدق در ساعت 11 سرانجام مسوولیت شهربانی را بر عهده ی تیمسار دفتری می گذارد و بصورت تلفنی به دکتر صدیقی در این مورد دستورات ریاست تیمسار دفتری را ابلاغ می نماید.

کودتاچیان که تمامی سعی و تلاش اولیه آنان در جهت تصرف ستاد ارتش و شهربانی و فرمانداری نظامی به بن بست رسیده بود به سمت خیابان کاخ و منزل دکتر مصدق یورش بردند که در آنجا هم با مقاومت سرهنگ ممتاز فرمانده گارد حفظت نخست وزیری روبرو شده و به عقب می نشینند.پس از این حمله کودتاچیان که در اقدامات اولیه خود با وجود ارزیابی قبلی موفق نبودند از آخرین راه کارهای خود برای اتمام کار استفاده کرده و تمامی کارتهای خود را به صحنه می آورند.

با توجه به افزایش ناآرامی و سرتیپ ریاحی بار دیگر در حرکتی عجیب ستون ضربت را به فرماندهی سرتیپ کیانی جهت مقابله با کودتاچیان اعزام می دارد . تیمسار کیانی که در روز 25 مرداد ماه هم غافلگیر شده بود ، در 28 مرداد نیز دچار غافلگیری گردید ! و با مواجه مشتی اشرار و رجاله  ستون ضربت را بدون اقدامی جهت متفرق کردن آنان بر خلاف تمامی اصول فرماندهی ترک می نماید تا به پیش تیمسار ریاحی رفته و با ایشان مشورت نماید.! سربازان بی فرمانده که در مقابل خود ترکیبی عجیب از اوباش ، سربازان گارد سلطنتی ، شهربانی چی های اخراجی و افسران پاکسازی شده را آن هم در لباس نظامی می دیدند دچار تردید اساسی شده با توجه به اینکه برخی از افسران و فرماندهان ارتش در لباس کودتاچی در برابر آنان بودند دچار ضعف گشته و به تدریج افراد و امکانات ستون در اختیار کودتاچیان قرار می گیرد و به این ترتیب علاوه بر نیروهای قبلی اینان نیز به کودتاچیان می پیوندند .  

هم زمان با این موضوع سرتیپ ریاحی در اقدامی عجیب به سرهنگ سررشته دستور توقیف فرماندار نظامی سرهنگ اشرفی را داده و جایگزینی هم برای ایشان در آن موقعیت خطرناک معلوم نمی نماید. از سوی دیگر مرکز بیسیم و اداره رادیو نیز توسط گارد اشغال می گردد و میر اشرافی فریاد زنان و جاوید شاه گویان خبر از نخست وزیری زاهدی و سقوط مصدق می دهد .

اندکی پس از سقوط رادیو و مسلط شدن کودتاچیان سرهنگ ممتاز فرمانده تیپ 2 کوهستان که مسولیت خانه نخست وزیری را داشت با سرهنگ سر رشته تماس گرفته وبه دلیل عدم امکان برقراری تماس با ستاد ارتش در خواست کمک می نماید .سرهنگ سر رشته به ستاد ارتش می رود و در کمال تعجب تیمسار ریاحی را در حین خوردن هندوانه با  دو تن از افسران طرفدار شاه می بیند . سرهنگ سررشته با تیمسار ریاحی ملاقات و پس از دادن گزارش و بیان درخواست کمک به سرهنگ ممتاز و لزوم اقدامی عاجل برای باز پس گیری مرکز بیسیم و اداره رادیو را بیان می دادرد اما نتیجه بر عکس می شود . تیمسار ریاحی دستور عزل سرهنگ سررشته را پس از اندک زمانی کوتاه به او ابلاغ می نماید . تا علاوه بر فرمانداری نظامی ، دژبانی هم از کار بیفتاد !

 ماخذ