در گذشت سخنگوي و رييس هيئت رهبري جبهه ملي ايران را به همه ي دوستداران ايران زمين تسليت عرض نموده و از پروردگار دانا براي روح بلند ايشان طلب آمرزش و مغفرت داريم.

شرح خدمات و زحمات اين ابر مرد ايران نيازبه شرحي جداگانه دارد و نوشته زير بخشي کوتاه و مختصر از زندگي نامه اين ابر مرد مي باشد .
مرداد در لا به لاي هزار زنداني جاي گرفت. پس از آزادي به فعاليتش ادامه داد و رها نشد. در آخر براي ورود به دانشگاه تهران دچار مشكل شد:« به همين دليل رشته عالي نقشه برداري را انتخاب كردم. سپس درکنکور موفق و رشته باستان شناسي را ادامه دادم تا در ادامه توانستم فوق ليسانس علوم اجتماعي در ايران را بگيرم.»
تهران زادگاهش را دوست داشت اما خفقان دوران او را به فرانسه برد. کوشيد تا رشته هايي را که با رشته اش همسويي داشت مطالعه كند:« ديپلم انستيتو انسان شناسي را گرفتم و به مدرسه عالي لورو رفتم. هم زمان دکترايم را با موضوع معماري باستاني ايران كار مي كردم. دوره اي هم با عنوان نگرش در زمينه مرمت و بازپيرايي بناهاي تاريخي در سوربن فرانسه گذراندم.»
«با همه اين مدارك به دليل فعاليت سياسي با اينكه در امتحان استاد ياري ايران قبول شدم با استخدامم مخالفت شد. با کمک دکتر سياسي رئيس دانشگاه تهران و دکتر صديقي صفا و سيحون در دانشگاه درس مي دادم اما پولي نمي گرفتم. همان زمان بود كه در موسسه تحقيقات علوم اجتماعي دانشگاه تهران به عنوان رئيس بخش تحقيقات مردم شناسي و ايلات و عشاير شروع به کار کردم. 5 سال گذشت و مسئله ممنوعيت ها با تلاش هاي فراوان، از بين رفت و توانستم با سمت دانشياري حکمم را دريافت کنم. »
«پس از انقلاب 57 مسئوليت وزارت فرهنگ و هنر را در دولت بازرگان پذيرفتم. گروهي تلاش مي کردند تا مسائل فرهنگي ايران را در بن بست قرار دهند. همين گروه نمي خواستند چنين نهادي وجود داشته باشد. تصميم بر آن بود كه اين وزارتخانه با واحدي مانند وزارت علوم ادغام شود. به همين دليل دو بار استعفا کردم اما باز با اصرار بازرگان بازگشتم. اين وزارتخانه توانست در كوتاه ترين مدت 285 نفر از بزرگترين چهره هاي فرهنگي ايران را در زمينه هاي مختلف کنار هم گرد آورد و کميته هاي مختلف راتشكيل دهد. با نمايندگاني از آنها هفته اي يک بار جلسه مي گذاشتم. اين كميته هاي در مدت كوتاه توانستند سياست گذاري هاي کلان کشور را در زمينه فرهنگ ايران تدوين کنند. من نيز سعي کردم سينماها را بازگشايي کنم و موضع گيري زياد بود. حتي يكي از فرمانداري ها براي مخالفت با اين كار در دو مرحله سينماي آن شهر را بست و جلوي سينما شن و ماسه ريخت.»
تلاش براي به ثبت رساندن مجموعه تخت جمشيد ميدان نقش جهان و چغازنبيل را همه در فهرست كارههاي او قرار داده اند:« حتي يک اثر از آثار معتبر ايران تا آن زمان در مجموعه آثار جهاني يونسكو ثبت نشده بود. تا آن زمان و بعد از آن هم ثبت سه اثر در فهرست ميراث معنوي در يك جلسه بي سابقه بوده و هست. ما در يک نشست اين سه اثر را به ثبت رسانديم. من مسئوليت دنبال کردن پرونده را به شهريار عدل سپردم او بدون نقص كارش را انجام داد هم كارشناس بود و هم اعضاي يونسكو او را مي شناختند. ما هم از تهران با با 10 کشور تماس هايي را برقرار کرديم و از نفوذ خود استفاده كرديم.»

