تبليغاتX
من و خاطراتم - آيا پان ترکيسم درآسياي مرکزي مي تواند در آينده عاملي براي وحدت و ايجاد کنفدراسيون ترکستان باشد؟
 

 

مقدمه

 

امروزه پيش واژه پان در گوش و ذهن افراد بگونه اي خاص تداعي کننده نوعي شووينيسم است که يا با عملکردي منفي منفعل کننده و غرق در تخيلو زندگي تاريخي موهوم همراه مي گردد و يا عاملي در جهت حرکت بسمت فتح و کشورگشايي عقده گرايانه دارد . پان ترکيسم نيز در حرکت مجهول خود جزيي از سه پان مطرح درآسياي غربي است.

پان عربيسم، پان ايرانيسم و پان ترکيسم در قرن بيستم در برابر پان اسلاميسم رايج شده در سرزمينهاي اسلامي قد برافراشتند که تنها شايد پان ايرانيسم در زمان دولت مصدق و موج ضد استعماري و بدون برخورد حذفي پان ايرانيست ها را بتوان وجه مثبتي در اين باب دانست. چه پان عربيسم با تحقيرغيرعرب و پان ترکيسم با خيال موهوم دولت بزرگ ترک از ديوار چين تا درياي سياه تنها درافکار خام خود دست و پا زدند.

سئوال اصلي اين تحقيق اين است :

 

آيا پان ترکيسم درآسياي مرکزي مي تواند در آينده عاملي براي وحدت و ايجاد کنفدراسيون ترکستان باشد؟

پان ترکيسم

پان ترکيسم در اوايل قرن بيستم  توسط گروه ترکهاي جوان  به عنوان ايدئولوژي جايگزين پان اسلاميسم شکست خورده ي دولت عثماني علم شد. 

اين ديدگاه نوعي   نه ناسيوناليسم ،  که فاشيسمي تحريف شده و بصورت خاص قوم گراست که با تکيه بر نوعي تفسير تحريف شده و خاص  نژاد گرايي افراطي و بر اساس زبان و هويتي خاص بنا گرديده است.

پان ترکيسم و در امتداد آن پان تورانيسم نه بر اساس هويت ملي مستقل  تاريخي و يا فرهنگي که تنها به خاطر ايجاد و تشکيل ترکيه تعريف گرديد و تقريبا با قدرت گرفتن و روي کار آمدن دولت ترک هاي جوان 1910 علت اصلي سقوط و فرو پاشي دولت عثماني گرديد و تجزيه عثماني نه تنها دليلي براي رد اين ادعا نگرديد که باعث تشديد  روياي بيمارگونه ترکستان بزرگ "از ديوار چين تا درياي سياه "  گرديد.

پدر پان ترکيسم از ديدگاه سيستماتيک: ضيا گوگ آلپ

پدر پان ترکيسم را از ديدگاه سيستماتيک ضيا گوگ آلپ مي دانند.آلپ با تعريف خاصي از ملت به توجيه  پان ترکيسم پرداخته و آن را به سيري تکاملي معرفي مي کند. آلپ در کتاب اول اصول ترک گرايي درباب ملت مي گويد :  "ملت يک گروه نژادي يا قومي يا جغرافيايي يا سياسي يا ارادي نيست بلکه مرکب از افرادي است که داراي زبان  دين اخلاق و اصول زيبايي شناختي مشترک بوده و به عبارت  ديگر آموزش يکسان ديده اند."

با توجه به تعريف فوق ترک گرايي داراي  سه مرحله وفرايند کلي است يعني حرکت از پان ترکيسم شروع شده  به پان اوغوزيسم ادامه يافته و در انتها به پان تورانيسم مي رسد.

1.    پان ترکيسم: تمامي ترکان جمهوري ترکيه هستند که بر طبق معيار هاي فرهنگي و ساير معيار ها در حقيقت ميزان اصلي  و سنجش براي ترک بودن

2.    اوغوزها :ترک زبان هاي قفقاز و ايران و خوارزم هستند که حتي در خود ترکيه هم پراکنده گشته اند اگر چه در داخل خاک مادي نيستند اما فرهنگ ترکان ترکيه را دارند .

3.    توران: مردم ترک زبان هستند که مانند با قوت ها ، قرقيز ها، قيچاق ها و تاتار ها داراي وحدت زباني و قومي مي باشند اما به دليل دور افتادگي فرهنگ آنان کاملا ترک نيست.

با توجه به سه تعريف فوق اکنون ترکيه مادر متولد شده در آيندهاي نه چندان دور اوغوز ها و در دور دست  توراني ها هم به مام وطن ملحق شده و ترکستان بزرگ پديد مي آيد .(( البته بايد توجه داشت که عدم درک و شناخت صحيح از تاريخ در اين سخنان و نظريات موج مي زند چه ترک زبانان در قرن هشتم به خاک ترکيه وارد شدند و اين مردم داراي نژاد آناطولي و در قسمت ديگر رومي هستند و توران ايران باستان قسمتي از اقوام آريايي بود نه ترک.))

اما تعريف آلپ از ملت هم داراي مشکلات پايه اي است چرا که تعريف شده براي ملت يعني فرهنگ و مذهب و زبان  و اخلاق و زيبايي شناختي با تعاريف پايه اي و اوليه جامعه شناختي نمي خواند . چه غالبيت فرهنگ "که خود نيز جاي مناقشه براي تعريف مفهومش دارد " دليلي بر يک ملت بودن نيست  زيرا که پايه فرهنگ در منطقه آسياي مرکزي و اران وايران و افغانستان آريايي و در ترکيه فعلي رومي بوده است. اما وجه دوم اين تعريف يعني مذهب  هم صادق نمي باشد چه در ميان ترک زبانان ترکيه گروه هاي اهل  تصوف و شيعيان و يزيديان و تسنن داراي مذاهب متفاوت از هم هستند چه برسد به ساير قوميت هاي مورد ادعا. زبان عنصر ديگر مورد بحث گوگ آلپ نيز همان حالت را دارد حتي در جلسه مشترک ترک زبانان ازبک ها ، قرقيز ها و ترکان استانبولي در درک زبان دچار مشکل هستند و احتياج به مترجم و يا زبان مشترک ديگري ااحساس مي گردد . ضمن اينکه مردم سوئيس با چهار زبان رومان ، آلماني ،فرانسوي وايتاليايي يک ملت واحد سوئيس را بنيان گذاري کرده اند که يکي از ميهن دوست ترين کشور ها شناخته مي شوند. پس زبان هم عامل يکسان سازي و ملت سازي نمي تواند باشد چه در اروپا مردمان بسياري از کشور ها داراي زبان ديگر هستند ولي مليت خود را متعلق به کشورمادري خود مي دانند و بر عکس کشور هاي اتريش و آلمان با وجود زبان مشترکو ادبيات و فرهنگ نزديک و تقريبا يکسان خود را دو ملت جدا از هم مي دانند. در مورد اخلاق و رفتار هم همانگونه است چگونه ترکيه اي که کردان را ترکان کوهستاني مي خواند و فرهنگ آنان را عقب افتاده مي داند مي تواند تا ترکمنستان عشيره اي و قرقيزستان قبيله اي در کنار هم قرار گرفته و آنان راهم قوم خوانده و حقوقي برابر برايشان قايل گردد؟ ضمن اينکه خصلت و اخلاق ملت ها در ميان تک تک افراد متفاوت است و نمي توان آن را به يک کشور تعميم داد اگر چه يک صفت بارز را شايد بتوان بعنوان مشخصه يک کشور بيان کرد اما نمي تواند دو ملت را تحت عنوان يک مقايسه اخلاقي جمع نمود.

 

نگاهي به آسياي مرکزي

 

  •  قزاقستان

 که پايتخت آن آلماآتا است،بزرگترين کشور در ميان اين جمهوري هاي مسلمان است .اين سرزمين با وسعت 7/2 ميليون کيلومتر مربع داراي جمعيتي هفده ميليوني است که از آن ميان تنها 40درصد قزاق هستند ، و بقيه را روس (38 درصد ) ، آلمان (6 درصد ) ، اوکرايني ها (5 درصد ) ، ازبک ها و تاتار ها ( هر کدام 2 درصد ) و برخي گروه ها کوچک ديگر تشکيل مي دهند . قزاقستان بيشترين مرز را با روسيه ، که داراي روابط اقتصادي  گسترده اي با آن هست ، دارد و مقدار قابل توجهي از توليدات زياد پنبه و ذغال ، و نيز ساير مواد  خود را به آن مي فروشند . از نظر فرهنگي ، قزاق ، چه از نظر خويشاوندي نسبي ( اسلام سني ) و چه زباني ، نزديکي قابل ملاحظه اي با ترکيه دارند . ظاهرا اين  ملاحظات ،  و نيز ترکيب قومي متنوع آن باعث مي شود که توازن محتاطانه ميان روسيه و ترکيه ايجاد کند . اما زرادخانه هسته اي ، قزاقستان را قادر مي سازد تا از موضع قدرت  با ساير کشور ها وارد مذاکره شود (براي نمونه با ايالات متحد ، که در عوض موافقت با منع تکثير سلاح هسته اي ، خواستار کمک اقتصادي و تکنولوژيک آن شده است، و در واقع در برابر يک تعهد اجتماعي براي نابودي زرادخانه ي هسته اي خود ، اين کمک را در سطوح بالاتري دريافت مي کند ). گر چه قزاقستان به طور طبيعي از همکاري پان ترکي حمايت مي کند ، اما بيشتر آرزومند سرمايه گذاري اقتصادي غرب است . علاوه بر اين ، به نظر مي رسد که به پيشبرد سياست پان قزاقي – يعني تشويق قزاق هاي خارج قزاقستان به بازگشت به اين کشور براي بهم زدن توازن جمعيتي – مايل است تا پان ترکيسم .

  • ازبکستان

  با منطقه اي به وسعت 447000 کيلومتر مربع ، با داشتن حدود 20300000 نفر ، پرجمعيت ترين جمهوري مسلمان در ميان اين کشور هاست. جمعيت آن شامل گروه بندي هاي نا متجانسي مي شود : ازبک ها(71 درصد ) ، روس ها (8 درصد) ، تاجيک ها ( 5 درصد به طور رسمي،اما شايد بيشتر)، و سايرين . تاشکند پايتخت آن، که پس از زلزله 1966بازسازي شد ، يک شهر باستاني  است و در آن حدود 900000 ازبک و 700000 روس زندگي  مي کنند . ازبک ها با جمعيت حدود 16700000 نفر سومين گروه بزرگ قومي در اتحاد شوروي ( پس از روس ها و اوکرايني ها ) بودند که از ميان آنها حدود 85 درصد در خود ازبکستان و بقيه در تاجيکستان ، قرقيزستان ، افغانستان و چين زندگي مي کنند . در نوامبر 1991 ، دولت کنترل شرکت معادن طلاي جمهوري را به دست گرفت . ازبک ها که با ساير گروه هاي قومي  در تضاد هستند ( و شورش هاي خشونت باردره ي فرغانه نشانگر آن است ) بيش از گروه هاي ديگر آسياي مرکزي، به سوي ترکيه ، که با آن احساس خويشاوندي مذهبي ( سني ) و زباني  مي کنند ، تمايل دارند . علاوه بر ايت ، يک جنبش غير رسمي اما پويا به نام بيرليک (وحدت يا اتحاد) در ازبکستان وجود دارد که از ايجاد يک فدراسيون يا کنفدراسيون ترکستاني با عضويت پنج کشور آسياي ميانه، بر اساس همکاري اقتصادي ، طرفداري مي کند . برخي ناظران محلي گمان مي برند که اين وحدت مي تواند جلوي گسترش بنياد گرايي اسلامي را نيز ، که ميان برخي نخبگان ازبک بيم و هراس ايجاد کرده است ، بگيرد .

  • قرقيزستان

 در سرزميني به وسعت حدود 200000 کيلومتر مربع ، جمعيتي 4250000 نفري دارد که از آنها 52 درصد اکثريت قرقيز، و پس از اوکرايني ها، آلمان ها و سايرين را در بر مي گيرد . در بيشکک پايتخت آن، يک اکثريت روسي و يک اقليت قرقيز زندگي مي کنند . صد ها هزار قرقيز در ازبکستان ، تاجيکستان،چين و افغانستان به سر مي برند . گر چه اين جمهوري بيش از ساير جمهوري هاي آسياي مرکزيتمايل دموکراتيک دارد ( تنها کشوري که عسکر آقايف رئيس جمهور آن عضو ديوان سالاري کمونيست شوروي نبود . )اما تنش ميان اقوام چندين بار به برخورد هاي خشونت بار منجر شده است . در 1990 چنين شورشي ميان قرقيز ها و ازبک ها روي داد و چند صد نفر در آن کشته شدند . در نتيجه اين برخوردها  ، برخي اعضاي اقليت هاي قومي دست به مهاجرت زدند . قرقيزستان فقيرترين جمهوري در ميان کشورهاي آسياي مرکزي است ،و اقتصادي کشاورزي دارد .اين جمهوري همانند ساير جماهير آسياي مرکزي داراي اشتراک زباني و مذهب ياست . قانون زبان مصوب 1989 ، به طور نمادين به نام هاي قرقيز به جاي روسي براي شهر ها ، ميدانها و ... الويت داد ، و باعث رشد نشريات قرقيز زبان گرديد .

  • ترکمنستان

با منطقه اي به وسعت 488000 کيلومتر مربع ، با داشتن حدود 36000000 نفر ،پس ازقزاقستان وسيع ترين جمهوري مسلمان در ميان اين کشور هاست. جمعيت آن شامل گروه بندي هاي نا متجانسي مي شود : ترکمن (72 درصد ) ، روس ها (9.5 درصد) ، ازبک (9 درصد)، و سايرين . در عشق آباد پايتخت آن 400000 زندگي  مي کنند .

مرز طولاني با ايران، به روابط آن با اين کشور ، که بيشتر اقتصادي است ، شکل داده است . عامل ديگر وجود حدود يک ميليون ترکمن در ايران و حدود يک ميليون ديگر يا بيشتر در افغانستان در نزديکي مرز ترکمنستان است . گرچه 80 درصد سطح اين کشور را بيابان پوشانيده است ، اما پرورش پنبه در آن رايج است و برخي منابع معدني ، به ويژه گاز طبيعي ، سولفور و نفت نيز دارد. ترکمنستان ، بدون اتکا به همکاري اقتصادي خود با ايران ، روابط نزديکي با ترکيه بر اساس نزديکي مذهبي(سني) و زباني دارد . بحث هاي شديد اخير به طور آشکارا از ترکمني کردن انتشارات و آموزش عالي ، که به زبان روسي است ، حمايت کرده است .که همه مي تواند بر پان ترکيسم تاثير بگذارد. يکي از اهداف عمده ي ترکمنستان پيشبرد روابط با ترکمن هاي ساکن خارج ، در چهار چوب يک روحيه ي پان ترکمنيسم است .

  • تاجيکستان

با وسعت 143000 کيلومتر مربع  کوچک ترين کشور در ميان جمهوري هاي مسلمان است.جمعيت حدودا 5200000 نفري آن شامل 62 درصد تاجيک، 5/23 درصد ازبک ، 8 درصد روس و سايرين مي شود . شناسايي آن  از سوي شوروي ها در دهه ي 1920 به عنوان يک جمهوري داراي وابستگي  هاي فرهنگي ايراني ، مشخص از ازبکستان ، در وهله نخست به منظور درهم شکستن اميد هاي پان ترکي براي ايجاد يک ترکستان متحد صورت گرفت . تاجيکستان مرز هاي طولاني با افغانستان و چين دارد ،اما ترکمنستان و ازبکستان اين کشور را از ايران ، که داراي نزديکي شديد فرهنگي با آن است ، جدا ساخته است . دوشنبه پايتخت اين کشور است . اقتصاد آن بيشتر کشاورزي – محصولات غذايي و پنبه- است ، اما برخي معادن ( از جمله اورانيوم ) نيز دارد بخشي از تجارت اين کشور با ايران صورت مي گيرد که

زبان آن رابطه ي نزديکي با تاجيکي دارد . در واقع ، اين تنها جمهوري آسياي مرکزياست که در آن زبان اقليت ، يعني ازبکي ، ونه زبان اکثريت ، يعني تاجيک ، با زبان ترکي نزديک است. با اين همه ، از جنبه مذهبي ( سني ) با ترکيه نزديکي دارد ، هر چند که اين کشور داراي مجموعه ي کوچک شيعي نيز هست. نخبگان تاجيک ممکن است نه تنها به دلايل اقتصادي ، بلکه احتمالا به دليل ترس از غرق شدن در محيط ترکي آسياي مرکزيي مسلمان ، به سوي ايران و جهان ايراني روي آورند.

 

ترکيه درآسياي مرکزي

 

سياست اصلي  و کلي ترکيه تلاش براي نهادينه کردن روابط خود با برادران ترک تبار ، چه در ارتباط با کشورهاي ديگر و چه بر اساس رابطه اي ترکيه- ترکي ، بوده است . ترکيه ، علاوه بر دعوت از اين کشور براي آمدن به جمهوري آذربايجان به منظور پيوستن به توافق منطقه ي همکاري اقتصادي درياي سياه در فوريه ي 1992 با موفقيت وارد ساختن اين کشور ها در سازمان همکاري اقتصادي ( اکو) را پيشنهاد عضويت آنها متقاعد ساخت ، و براي پذيرش آنها در سازمان ملل متحد وساطت کرد.

بايد توجه کرد که در اينجا مي توان تکرار مخالفت پيشين روسيه – و شوروي -  با پان ترکيسم سياسي را ، که اين بار بيشتر در شرايط اقتصادي تجلي پيدا مي کند ، ديد . ترکيه اميد خود به کسب سريع محموله هاي نفت و گاز طبيعي از قزاقستان و ترکمنستان ( که هردو همزمان براي رساندن آنها به خليج فارس با ايران مذاکره مي کردند ) را از طريق ترکيه به مديترانه به دليل مخالفت روسيه از دست داد.

در زمينه ي مديريت ، جمهوري هاي جديد به افراد آموزش ديده به ويژه در رده هاي بالاي ديوان سالاري ، که قبلا مستقيما از مسکو هدايت مي شد يا روس هاي محلي آن را تامين مي کردند ، نياز بسيار شديدي داشتند . روش اساسي ترکيه اين بود که به آنها درباز سازي ساختار موسسات دولتي کمککرده و نهاد هاي غير دولتي را براي شرکت در اين تلاش ها تشويق کند. ترکيه به عنوان يک دولت با تجربه تر آموزش خدمات مدني زير را به آنها پيشنهاد کرد :

 آموزش ديپلماسي ( در دانشکده ي علوم سياسي آنکارا و ساير دانشگاهها ) فرماندهي ارتش ( چه در ترکيه يا در محل  - که اين روش در جمهوري آذربايجان انجام شد  و قرار است در ازبکستان نيز صورت بگيرد ، خدمات بهداشتي ( در 15 ژوئيه 1992 ، کنگره ي وزراي بهداشت تمام شش جمهوري و ترکيه به اين منظور بر پا شد ) ، تخصص کشاورزي ( در همان ماه ازبکستان متخصصان خود را به آدنا در جنوب ترکيه فرستاد تا در مورد شيوه هاي پيشرفته ي رشد پنبه مطالعه کنند ، و مهارت هاي آماري و فني ( در توافق با جمهوري آذربايجان ، که در نوامبر 1992 امضا شد).

  • قزاقستان

اين کشور که بزرگترين جمهوري مسلمان جديد و احتمالا ثروتمند ترين آنهاست ( گر چه هنوز از سياست تحميلي شوروي مبني بر تمرکز بر تک محصولي رنج مي برد ) ،هدف اوليه ي ترکيه براي برقراري روابط نزديک ترکي- ترکستاني بود . گر چه نورسلطان نظر بايف رئيس جمهور قزاقستان در حرف از اين نزديکي  به شدت طرفدازي کرده ، اما در عمل تعهد کمتري نسبت به آن داشته است.احتياط او ،هم از انگيزه هاي شخصي ريشه مي گرفت و هم از منافع کشور ، آنگونه که آنها را درک مي کرد . نظر بايف به عنوان دبير اول حزب کمونيست قزاقستان از 1989 و رئيس جمهور اين کشور از 1990 ، به خوبي  از اين نکته آکاه بود که قزاقستان تنها جمهوري مسلمان جديدي است که در آن ، گروه قومي خود او ، يعني قزاق ها ، نسبت به کل جمعيت در اقليت بودند ( حدود 40 درصد ) ، و اينکه روس ها تقريبا همان ميزان جمعيت را با اکثريت هاي نيرو مند در شهر ها داشتند ، و اقتصاد و نيز ارتش کوچک کشور ، وابستگي شديدي به روسيه داشت . حکومت متمرکز نظربايف و برنامه هاي اقتصادي معتدل او ، از طرح مالکيت خصوصي و بازار آزاد و نيز واگذاري کشاورزي به بخش خصوصي حمايت مي کرد .

نظربايف تحت فشار افکار عمومي در در داخل احساس کرد که ناچار است جمهوري خود را به عنوان وطن قزاق ها تعريف کند، اما جند بار نيز آن را پيوندي از قزاق ها و روس ها توصيف کرد. در نتيجه ، گر چه قزاق زبان رسمي اعلام شد، اما روسي نيز همچنان زبان مکاتبات و ارتباطات باقي ماند . علاوه بر اين ، گرچه قزاقستان در يک گردهمايي ذسمي در آنکارا ،متعهد شد   تا الفباي خود را به لاتين تغيير دهد، همچنان به استفاده از الفباي سيريليک ادامه داد. به همين ترتيب ، گرچه نظربايف خواستار کنترل کامل منابع طبيعي شد ، در ژوئن سال 1991 با روسيه بر سر کنترل معادن و ثروت معدني به توافق رسيد .

در امور خارجي ، نظربايف تلاش کرده است تا روابط قزاقستان با ديگر جمهوري هاي مسلمان آسياي مرکزي، و نيز جمهوري آذربايجان را از طريق افزايش هماهنگي اقتصادي و علمي در اولويت قرار دهد. اما او در رابطه با برخورد خود با اسلام بسيار احتياط کرده است ، هر چند که يک موضع سکولارتر مي توانست باعث تفاهم بهتري با ترکيه شود. در 5 دسامبر 1990 ، ترکيه و قزاقستان در آلماآتا يک توافق فرهنگي امضا کردند که بر طبق آن ترکيه و قزاقستان در آلماآتا يک توافق فرهنگي امضا کردند که بر طبق آن ترکيه در بازسازي و مرمت برخي آثار معماري قزاق کمک مي کرد ، و در ترکيه در زمينه علم مرمت ف آموزش هاي ساليانه مي گذاشت و به توسعه هنرهاي دستي قزاق کمک مي کرد . اندکي بعد در مارس 1991، اوزال  يک ديدار دولتي از قزاقستان به عمل آورد و در سپتامبر همان سال نظربايف با يک ديدار دولتي از ترکيه به اين اقدام پاسخ داد و در جريان آن چندين توافق دو جانبه در مورد همکاري اقتصادي و علمي به امضا رسيد.

قراردادهاي زيردر ساختارهاي بين دو کشور شايان ذکر است :

-          -پروتکل مربوط به همکاري در زمينه ي آموزش ، علم ، چاپ ، انتشارات ، جهانگردي ، راديو ، تلويزيون ، اقتصاد و تجارت .

-     همکاري فرهنگي در جشن ها و نمايشگاه ها ، هنر ، موسيقي ، تئاتر ، ادبيات ، نقاشي ، انتشارات ، تدوين کتابنامه ها ، عکاسي ، باستان شناسي و مرمت بناهاي تاريخي.

-          خدمات بهداشت عمومي، اطلاعات دارو سازي و آموزش پزشکي .

-          افزايش سطح  همکاري سياسي ، اقتصادي ، تجاري ، علمي ، فني و زيست شناسي.

-     توسعه ارتباطات هوايي ،راه آهن ،جاده و آب راهي ،ارتباطات مخابراتي،اعتبارات تجاري ، صدور گاز طبيعي قزاقستان به ترکيه و توسعه ي چاه هاي نفت قزاقستان .

-          تبادل دانشجويان و متخصصان

-          افزايش سرمايه هاي مشترک قزاق – ترک  وسرمايه گذاري هاي ترکيه در قزاقستان( و حفاظت از اين سرمايه گذاري ها )

  • ازبکستان

اسلام کريم اوف، رئيس جمهور ازبکستان ، بارها برتعهد خود نسبت به مدل ترکيه تاکيد کرده است، و در واقع رابطه ي ويژه اي  بين دو کشور وجود دارد . بخشي از اين رابطه حداقل از نارضايتي ازبکها از نحوه ي برخورد رژيم شوروي با کشور آنها به عنوان توليد کننده ي محصول واحد مواد خام ، که کاملا بر محصول واحد پنبه استوار بود و تاثيرات زيست محيطي فاجعه باري به جاي گذاشت ، ناشي مي شد. فضاي خصومت مانع از پيوتن ازبکستان به جامعه ي مشترک المنافع کشورهاي مستقل ، آن هم عمدتا به دلايل اقتصادي، نشده است و ازبکستان هنوز هم وارد کننده ي مستقل ، آن هم عمدتا  به دلايل اقتصادي ، نشده است و ازبکستان به جامعه ي مشترک المنافع کشورهاي مستقل ، آن هم عمدتا به دلايل اقتصادي ، نشده است و ازبکستان هنوز هم وارد کننده ي خالص محصولات غذايي و ديگر محصولات بي شمار ضروري است و در نتيجه کسر بودجه ي عظيمي دارد .

 

اما روابط آن با مسکو مانع نزديکي نخبگان ازبکستان با ترکيه پس از استقلال نشد.اندکي پس از اين حادثه ، کريم اوف رسما در دسامبر 1991 به آنکارا دعوت شد ، و دو کشور توافق هايي را براي همکاري در امور فرهنگي ، علمي ، اقتصادي و تجارت ، توسعه و ارتباطات امضا کردند .دميرل به عنوان بخشي از گشت آسياي مرکزي خود از ازبکستان ديدار کرد و يک توافق ديگر امضا کرد ، و 500  ميليون دلار ، يعني بزرگ ترين پيشنهاد ترکيه به جمهوري هاي آسياي مرکزي تا کنون را به ازبکستان پيشنهاد کرد . توافق ديگري که کمتر در مورد آن تبليغ شد، کمک افسران ترکيه به ايجادارتش ازبکستان بود.

تمامي اين اقدامات در رقابت با ايران صورت مي گيرد ، و به ازبکستان کمک کرده است تا تاشکند را به چهار راه  آسياي مرکزي  تبديل کند .اهم توافق امضا شد ، به شرح زير است:

-          همکاري در زمينه ي آموزش ، علم ، چاپ

-          گسترش جهانگردي ، راديو ، تلويزيون ، اقتصاد و تجارت .

-     همکاري فرهنگي در جشن ها و نمايشگاه ها ، هنر ، موسيقي ، تئاتر ، ادبيات ، نقاشي ، انتشارات ، تدوين کتابنامه ها ، عکاسي ، باستان شناسي و مرمت بناهاي تاريخي.

-          خدمات بهداشت عمومي، اطلاعات دارو سازي و آموزش پزشکي .

-     افزايش سطح  همکاري در مورد گسترش آموزش هاي فني حرفه اي (( در صنايع پنبه ، چرم ، پوست ، جواهر آلات ، مواد معدني ، پارچه بافي  ))

-          توسعه ارتباطات هوايي ،راه آهن ،جاده و آب راهي ،ارتباطات مخابراتي،اعتبارات تجاري

-           تبادل دانشجويان و متخصصان و ايجاد زمينه هاي آموزشي براي ايجاد تکنوکرات هاي جديد

  • قرقيزستان

نيز همانند ساير جمهوري هاي آسياي مرکزي  و احتمالا حتي بدتر از آنها و در حالي که وضع اقتصادي اسف باري داشت - با برخورداري از سطح توليد پايين ، تورم بالا و افزايش شديد قيمت ها -  به استقلال رسيد. عسکر آقايف رئيس جمهور آن ، بر احساسات ناسيوناليستي خود تاکيد کرد - قرقيز زبان رسمي اعلام شد – اما بيشتر توجه او و دولت وي بر اقتصاد متمرکز شد . او ناچار بود روابط اقتصادي خود را با روسيه و چين همسايه حفظ کند ، اما وارد يک رشته نزديکي با ترکيه نيز شد، و با پاسخ فوري اين کشور نيز مواجه گرديد. او نخست در دسامبر سال 1991 از ترکيه ديدار کرد ، و در انجا از دميرل به خاطر  اينکه ترکيه نخستين کشوري بود که استقلال قرقيزستان را به رسميت شناخت ،تشکر کرد ، و ترکيه را به عنوان الگويي از توسعه براي کشور خود مورد ستايش قرار داد .دميرل در ديدار متقابل خود در آوريل سال 1992 از قرقيزستان ، 75 ميليون دلار اعتبارات صادرات و نيز وام هايي را براي تامين بودجه فروش گندم و شکر ترکيه ، به قرقيزستان پيشنهاد کرد. علاوه بر اين ، شرکت هاي ترکي براي بهره برداري از معادن طلاي و زغال سنگ ، پيشنهادهايي را به قرقيزستان ارائه دادند .

از ميان قرارداد ها و توافق نامه هاي امضا شده بايد به موارد زير اشاره کرد :

-          همکاري در زمينه ي آموزش فني حرفه اي

-          گسترش جهانگردي

-          آموزش و سرمايه گذاري در بخش هاي راديو ، تلويزيون ، اقتصاد و تجارت .

-          خدمات بهداشت عمومي، اطلاعات دارو سازي و آموزش پزشکي .

-          افزايش سطح  همکاري در مورد آموزش هاي  نظامي

-          توسعه ارتباطات هوايي  ، راه آهن ،جاده و آب راهي ،ارتباطات مخابراتي

-          آموزش و دادن بورس به دانشجويان و و تربيت  متخصص

  • ترکمنستان

جامعه ترکمنستان که بيشتر چادر نشينيا پرورش دهنده ي پنبه است، هنوز هم تا حد زيادي سنتي است و رژيم  بسيار نيرومند صفر مراد نيازف، رئيس جمهور و رئيس سابق حزب کمونيست ترکمن، هيچ کاري براي تغيير آن انجام نداده است . ترکمنستان که از اکتبر 1991 به عنوان زبان رسمي ، به همه  اشخاص شاغل در ادارات عمومي يا دارنده ي هر نوع مشاغل مديريتي دستور داده است تا 1995 به اين زبان تسلط پيدا کنند. در حال حاضر ، تاثير اسلام تنها حاشيه اي است ، و يان بيانگر درگيري ايران و عربستان سعودي در تبليغ تشيع و تسنن در اين کشوراست . بخش کوچکي از جمعيت نزديک به خط فققر زندگي مي کند ، اما به نظر مي رسد که دولت ابزار هاي لازم براي تهيه ي آذوقه و پوشاک آنها در دست دارد . اما ترکمنستان داراي منابع معدني وسيعي ، به ويژه در نفت و گاز طبيعي است ، که بايد در آتيه توسعه پيدا کند . هنگامي که نيازف در يک ديدار رسمي در اوايل دسامبر سال 1991 ، اندکي پس از استقلال به ترکيه رفت ، اعلام کرد که ترکمنستان و ترکيه بايد از منابع غني کشور او به طور مشترک بهره برداري کنند .

در فوريه 1992 ، حکمت چتين وزير خارجه ي ترکيه از عشق آباد پايتخت ترکمنستان ديدار کرد و توافق هايي را در رابطه با آموزش و زبان به امضا رساند. مهم ترين مواد اين توافق ها اين بود که ترکيه يک دستگاه چاپ با حروف لاتين براي ترکمنستان تدارک ببيند ، و ضمن فرستادن معلمان به عشق آباد پايتخت  ترکمنستان ديدار کرد و توافق هايي را در رابطه با آموزش و زبان به امضا رساند . مهم ترين مواد اين توافق ها اين بود که ترکيه يک دستگاه چاپ با حروف لاتين براي ترکمنستان تدارک ببيند ، و ضمن فرستادنمعلمان به عشق آباد ، بورس هايي به دانشجويان ترکمن در ترکيه بدهد . مدتي بعد در زانويه 1993 ، يک دانشگاه بين المللي که به زبان ترکي تعليم مي داد ، با حمايت ترکيه ، ترکمنستان و قزاقستان در ترکمنستان افتتاح شد.

هنگامي که دميرل  به همراه بسياري از بازرگانان ترک از ترکمنستان ديدن کرد ، بهميزبان خود پيشنهاد کرد که در تغيير الفباي سيريليک به الفباي لاتين به اين کشور کمک کند ، و نيز اعطاي اعتبارات و توافق هاي گوناگوني  را پيشنهاد کرد که مهمترين آن ايجاد يک خط لوله ي نفت براي انتقال گاز طبيعي  از ترکمنستان به اروپا از طريق ترکيه بود . اين پيشنهاد تا حدي براي رقابت با پيشنهاد ايران در رابطه با ايجاد  يک خط لوله ي مشترک مطرح شد.مدتي بعد يک کنسرسيوم ترکي- امريکايي توافقي را با دولت ترکمنستان امضا کرد و راه را براي اين گروه براي ساختن يک خط لوله ي گاز طبيعي  به اروپا فراهم ساخت. بازرگانان خصوصي  ترک نيز برخي معاملات انجام دادند، اما به دليل فقدان پول نقد  در ترکمنستان و تمايل اين کشور به انجام دادن معاملات صرفا پاياپاي ، بر سر راه آنها مانع ايجاد شد. در اوت 1992 حکومت ترکيه براي از ميان برداشتن اين دشواري ها  براي از ميان برداشتن اين دشواري ها براي شرکت هاي ترکي ، و عده هاي اعتباري به مبلغ 75 ميليون دلار به آنها داد . در نتيجه در فاصله مه سال 1992 و آوريل سال 1993  ، شرکت هاي آلار کوي ترکيه با شرکت بريتيش جان لاينگ  براي تکميل ساخت يک فرودگاه مدرن در عشق آباد شريک شد.

توافق هاي صورت گرفته به شرح زير است:    

-           همکاري در زمينه ي آموزش ، علم ، چاپ

-          گسترش جهانگردي

-          راديو ، تلويزيون ، اقتصاد و تجارت .

-          خدمات بهداشت عمومي، اطلاعات دارو سازي و آموزش پزشکي .

-          افزايش سطح  همکاري در مورد گسترش آموزش هاي فني حرفه اي

-          توسعه ارتباطات هوايي ، راه آهن ،جاده

-          ارتباطات مخابراتي

-           تبادل دانشجويان و متخصصان

  • تاجيکستان

از ديدگاه ترکيه ، تاجيکستان به عنوان يک کشور فقير ، سنتي و متمايل به کمک نظامي روسيه عليه حملات افغانستان ، که از ژوئيه 1993 به بعد بار ها اتفاق افتاده است، يک استثنا به شمار مي رود. تاجيکستان به عنوان تنها جمهوري مسلمان جديدي که در آن ترک ها در اقليت هستند، ظاهرا از گزينه ي هميشه مورد بحث يک کنفدراسيون ترکف که در آن تاجيک ها به سطح يک اقليت کاهش مي يابند ، نگران بوده است . برخي از نخبگان تاجيک به طور اشکار نسبت به پان ترکيسم ابراز نگراني کرده اند . علاوه بر اين ، ترکيه احتمالا تاجيکستان را يک شريک قلمداد نمي کند ، هر چند که با وجود اين تلاش هاي جدي براي همکاري با آن صورت گرفته است . توافق مربوط به همکاري فرهنگي که در اول مارس 1992 ( در رابطه با آموزش ، علم وتکنولوژي ،موسيقي ،هنر، سينما ، راديو، تلويزيون، ورزش و جهانگردي) امضا شد ، و توافق دوستي و همکاري ميان دو کشور که کشور که در 8 ژوئيه سال 1993 براي توسعه روابط سياسي ، اقتصادي ،فرهنگي ،علمي و تکنولوژيک به امضا رسيد ، ابزار هاي رسمي براي رسمي براي افزايش سطح اين همکاري بوده اند.

به هر صورت ، به نظر مي رسد که ترکيه در روابط خود با تاجيکستان کمتر از هر يک از جمهوري هاي مسلمان جديد موفق بوده است، چون تاجيکستان به طور آشکار تحت تاثير ايران و افغانستان ( که با هر دو علايق نيرومند  مذهبي ، فرهنگي و زباني دارد ) و نيز پاکستان و چين بوده است . درواقع ، ظاهرا رهبري سياسي کنوني تاجيکستان نسبت به اهميت رو به رشد بنياد گرايي اسلامي در داخل کشور تازه استقلال يافته در مرز هاي خود نگران است . از اين رو است که تاجيکستان حرکت هاي محتاطانه اي ، به عنوان مثال تغيير الفباي سيريليک به الفباي عربي به جاي الفباي لاتين، انجام داده است.

-          همکاري در زمينه ي آموزش ، علم

-          گسترش جهانگردي ، راديو ، تلويزيون

-          همکاري فرهنگي انتشارات ، تدوين کتابنامه ها  باستان شناسي و مرمت بناهاي تاريخي.

-          خدمات بهداشت عمومي، گسترش خدمات درماني .

-          توسعه ارتباطات هوايي

-          ارتباطات مخابراتي و تلويزيوني

-           تبادل دانشجويان و متخصصان

نتيجه گيري

 با توجه  نکات ارايه شده در متن و در ضميمه بايد گفت که امکان  يکپارچگي ارضي حتي در چهارچوب يک کنفداراسيو ن ويا حتي کمتر از آن در قالب يک اتحاديه اقتصادي بين کشور هاي آسياي مرکزي و ترکيه وجود ندارد يکي از مهمترين اين دلايل فاصله جغرافيايي بين ترکيه و منطفه و ديگري مخالفت و عدم تمايل کشور هاي فرا منطقه اي مانند روسيه ويا اتحاديه اروپا و آمريکا مي باشد .

بايد توجه کرد که عامل اصلي پيوند بين کشور هايي مانند قرقيزستان و يا ازبکستان با ترکيه صرفا ضعف اقتصادي است نه علقه هاي نژادي و قوميتي .

آنچه که در مورد آسياي مرکزي پيش بيني ميگردد از ديد گاه ترکيه اين منطقه جز يک بازار مصرف و يک کارت در برابر اروپا جهت ورود به اتحاديه اروپا نيست و رهبران ترکيه هم مي دانند که تنها از نظر اقتصادي مي توانند در دراز مدت با توجه به اشتباهات فاحش ايران در منطقه نفوذ خود را حفظ کرده و تاثير گذار باشند .

با يد توجه نمود که آنچه باعث شکست سياست هاي ايران در منطقه گرديد در  حقيقت تکيه بر صدور ارزش هاي موسوم به ارزش هاي انقلابي  و حمايت هاي اشتباه از افراد و يا گروه هاي بود که صرفا داراي علقه هاي ا سلام انقلابي بودند بدون اينکه توجه گردد وزن اين افراد و گروه ها در آن کشو رچقدر است و در آينده اقبال مردم و مشروعيت داخلي و خارجي آنان چقدر خواهد بود .

علت موفقيت ظاهري ترک ها در برابر ايران عملکرد واقع گرايانه ترک ها در برابر اصرار بيش از حد ما برآرمان هاي انقلابي  و استرتژي مخالفت صرف با آمريکا" سياست دشمن آمريکا دوست ماست "  است. لزوم تجديد نظر در اين سياست ها و حرکت براي رسيدن به منافع ملي " که بصورت مشخص بر اساس منافع سرزميني ايران  باشد نه پان اسلاميسم شيعي  ! " را نمايان مي کند .

 

ضميمه

 

با توجه به عملکرد نسبتا موفق ترکيه در آسياي مرکزي مي توان راهبرد هاي زير رادر روابط ايران با آسياي مرکزي بصورت فهرست واردر نظر گرفت:

1.    ترکمنستان:

 با توجه به سياست پان ترکمنيسم و اشتراکات مرزي وجود ترکمن هاي ايران ميتواند به صورت گسترش همکاري هاي اقتصادي و سرمايه گذاري در اقتصاد و فرهنگ ترکمن بصورت  تعادلي بسمت ايران جذب گردد . سياست ايران براي جذب ترکمن ها بايد بر اساس عدم تبليغ و حمايت از  گروه هاي بنياد گرا ي مذهبي باشد .

  1. تاجيکستان :

تاجيکستان به دليل قرابت زباني و فرهنگي با دلبستگي خاصي نسبت به گسترش روابط خود با ايران است که با ترس از سياست ترکي شدن منطقه همراه مي باشد . با استفاده از اين موقعيت و با تکيه بر عناصر فرهنگي مشترک و سرمايه گذاري در بخش هاي اقتصادي در اين کشور مي توان به راحتي داراي نقطه ثقلي در آسياي مرکزي گرديد و صد البته که باز هم بايد توجه کرد که سياست ايران در تاجيکستان به دليل وجود گروه هاي تندرو مذهبي که سابقه حمايت ازطرف ايران را دارند بايد توام با احتياط گرديده ومطابق با شرايط و واقعيت هاي آن کشور باشد نه باتوجه به يک سياست ثابت و صرف حمايتي از گروه هاي بنيادگرا .

3.    قرقيزستان

اين کشور به دليل ضعف و فقر شديد ضعيف ترين حلقه در ميان کشور هاي آسياي مرکزي است و ترکيه با استفاده از اين مشکل بخوبي در اين کشور حرکت نموده است . و با توجه به رواج فرهنگي ترکي و نفوذ عميق فرهنگ چيني حرکت در اين کشور بسيار مشکل به نظر مي رسد . بهترين راه در اين باب حمايت ضمني ازفرهنگ چيني در مقابل نفوذ فرهنگي ترکيه و سپس سرمايه گذاري در اموراقتصادي بصورت تک محوري است. " بايد توجه کرد که سياست پان ترکيسم سياست رسمي کشور اعلام شده است وبايد به صورت غير مستقيم در مقابل اين جريان ايستاد .

4.    ازبکستان

ازبکستان هم به دليل هم زباني و هم مذهبي موقعيتي مانند قرقيزستان دارد با اين تفاوت که داراي پس زمينه هاي فرهنگي ايراني است و داراي اقليت تاجيک و پارسي زبان قوي مي باشد . سران و رهبران ازبکستان به دليل ترس از  گروه هاي تندرو اسلامي و سابقه حکومت کمونيستي  الگوي سکولاريستي خشن حکومتي ترکيه را برگزيده اند و از ايران به دليل حمايت از اين گروه ها دوري مي کنند . راه حل ورود ايرن به ازبکستان دوري از اين گروه ها و حرکت بر روي فرهنگ و آثار ايراني باقي مانده از قبل و گسترش روابط علمي و اقتصادي مي تواند باشد .

5.    قزاقستان  

قزاقستان  تنها کشوري است که ساکنان اصلي آن در اقليت به سر مي برند . نياز به نوسازي اقتصادي و تکنولوژي جديد به همراه سياست پان قزاقيسم مي تواند عوامل موثري در برابر صد نفوذ پان ترکيسم و حتي در صورت تامين بودجه پايگاهي جهت ايجاد متحدي مقتدر در منطقه نمود .

 

 

منابع

 

 

1.                     پان ترکيسم يک قرن در تکاپوي الحاق گري       جيکوب  لاندوني

2.                     ايران و قفقاز                                            پرويز ورجاوند 

3.                     نا درستي هاي فرضيه هاي  نژادي                    شاپور رواني

4.                     اطلاعات سياسي اقتصادي شماره 182 -181     اطلاعات  

5.                     گفتگو با دکتر پرويز ورجاوند 

6.                     مليت هاي آسياي ميانه                                 حيبيالله ابوالحسن شيرازي

7.                     ريشه هاي رفتار سياسي در آسياي مرکزي و قفقاز            عليرضا شيخ عطار

 

نوشته شده توسط هوتن  | لینک ثابت |