در اين چند ماه اخير متاسفانه فضاي سياسي دانشگاه ها بگونه اي خاص رقم خورده است .در يک سو دانشجويان ليبرال – دموکراسي خواه ، دانشجويان مارکسيست - حکمتسيت ! موسوم به طيف چپ و از سوي ديگر دانشجويان ملي گرا و تحکيم وحدت ( نزديک به طيف ملي - مذهبي و نهضت آزادي ) گرايش هاي سياسي را در دانشگاه تشکيل مي دهند .
درهمين حال هر قوميتي به دليلي خواه مشخص و خواه نامعين تشکلي را براي بيان خواسته هاي قومي در چهارچوبي ملي ! ايجاد کرده اند مانند دانشجويان کرد ، عرب ، ترک و ... .
در تمامي موارد دانشجويان با حفظ وحدت سعي در ايجاد فضاي باز براي رسيدن به دموکراسي گام نهاده اند و در اين راه تمامي گروه ها اعم از چپ يا راست بهايي پرداخت کرده اند از دستگيري اعضاي اوليه تحکيم وحدت - دوران خاتمي تحکيم آن دوران تا به دستگيري دانشجويان جبهه ملي . اما با صد افسوس که اين روزها بگونه اي خاص که يادآور کژراه هاي حزب توده است نمايشاتي در مذمت ديگر گروه ها و پيشقراول بودن دانشجويان مارکسيست - حکمتسيت ! در جهت مبارزه براي نيل به آزادي هستيم .
در اينکه معدود دانشجويان مارکسيست - حکمتسيت! در ايران با فضاي موجود مخالف هستند شکي نيست .
در اينکه به آرمانهاي مارکسيست - حکمتسيت ! – اگر بتوان آن را آرمانم ناميد – صادقانه وفادارند شکي نيست .
در اينکه پاک هستند و بي آلايش شکي نيست .
در اينکه سمپات حضرات توده اي سابق و مارکسيست - حکمتسيت خارج ايران نشين هستند شکي نيست .
در اينکه بايد ما ، ما شويم شکي نيست
اما ...
از يادمان نرود ضربات مارکسيست ها ( حزب توده ) در زمان مصدق را
از يادمان نرود خيانت گروه هاي مارکسيست به نهضت ملي را
از يادمان نرود سال هاي سال جاسوسي براي KGB را
از يادمان نرود خيانت به دولت مرحوم بازرگان را
از يادمان نرود که اگر بهار انقلاب به خزان تبديل شد ماحصل تلاش مارکسيست ها بود براي خشم انقلابي پرولتاريا !
از يادمان نرود که اگر بهار انقلاب به خزان تبديل شد ماحصل تلاش مارکسيست ها بود براي حاکميت انقلابي پرولتاريا !
از يادمان نرود که اگر بهار انقلاب به خزان تبديل شد ماحصل تلاش مارکسيست ها بود رسيدن به قدرت
از يادمان نرود که مارکسيسم در بهشت خود به ديکتاتوري کاسترو و استالين مي رسد يا به جهنم مائو و انور خوجه !
از يادمان نرود که در بهشت مارکسيست ها همه با هم برابريم اما کارگر برابرتر است و داراي حق مطلق حاکميت !
از يادمان نرود که مارکسيسم علم است علم مبارزه ! آنهم اگر با مذهب مخلوط گردد مي شود مجاهدين ضد خلق و اگرنه ....
از يادمان نرود که مارکسيست ها آزادي را براي همه مي خواهند منتها اين همه کارگر را ازکجا بايد براي برابري و حاکميت مي خواهند پيدا کنند .
با مارکسيست ها هستيم چون به آنان ظلم شده است اما آنان با ما نيستند زيرا که به آزادي ، دموکراسي تنها بصورت زينت و مي نگرند .
دوستان ملي و يا ليبرال ، ما بدنبال رسيدن به دموکراسي براي تمامي قوميت ها در پرتو حاکميت ملي هستيم اما عزيزان مارکسيست تلاش در جهت حاکميت خلق ها و ملل ايران دارند ! اين است تفاوت .

