تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic; من و خاطراتم - بازی دوباره

من و خاطراتم

 

پویان دوست خوبم  من را به بازی جدیدی در بلاگ دعوت کرد که صد البته مانند همیشه با تاخیری ناچیز ( ۳ هفته ) من متوجه موضوع شدم !

قرار این بازی به این است که جمله ای قصار بگویی و پنج وبلاگ دیگر را هم دعوت کنی . اما از آنجا که من هرچی میگم قصار است پس کلامی چند روی منبر می روم ( ۵ جمله به نیت ۵ نفر بعدی ) :

 

۱- در ازل کلمه بود و کلمه نزد خدا بود . او همواره زنده بود و کلمه خود خدا بود .

 

۲- پیاده آمده بودم پباده خواهم رفت.


همان غریبه که قلک نداشت ، خواهد رفت
و کودکی که عروسکی نداشت ،خواهد رفت
طلسم غربتم امشب ، شکسته خواهد شد
وسفره ای که تهی بود بسته خواهد شد .
منم که هر که مرا دیده ، درگذر دیده
تمام آنچه ندارم ،نهاده خواهم رفت
پیاده امده ام ،پیاده خواهم رفت .

 

۳- او صبح کاذب بود ما فجر صادق می انگاشتیم.

 

۴- .................................

سانسور شد .

 

۵- خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش     بنماند هیچش الا هوس قمار دیگری

 

اما دوستان بلاگر که باید ادامه بدهند :

۱- کرونا - هاله

۲- نویسش نقطه الف - نگین

۳- ایران آزاد - حمید رضا

۴- من و برلین - آیدا

۵- لیبرال - ناسیونال - آرش

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 13:18  توسط هیربد  |