تبليغاتX
من و خاطراتم - افغانی مهمان يا مزاحم ! ( افغانی پناهنده است نه مهاجر)

 

مهاجرين افغان مهمان يامزاحم !

 

مطابق آمار در سال2001 در حدود 6 ميليون افغاني از کشورشان مهاجرت نموند . با توجه به اينکه طولاني ترين مرز افغانستان پس از پاکستان، ايران است وبا توجه به هم زباني و ريشه هاي فرهنگي و شرايط خاص مذهبي و انقلابي ،  ايران پذيراي تعداد ميليوني اين مهمانان نا خوانده گرديد .( در حقيقت افغانه حاضر درايران پناهنده محسوب مي شوند ولي چون در ادبيات رايج از لفظ مهاجر استفاده مي گردد در اين مقاله نيز از همين کلمه استفاده شده است . )

آمار نشان مي دهد مهاجرت افغان ها به ايران سابقه اي طولاني دارد و به گفته مقامات دولتي در برخي موارد دو نسل از آنها در ايران زندگي مي کنند و شماري از آناني که در ايران متولد شده و ازدواج کرده و صاحب فرزند نيز شده اند. مخالفت ايران با اشغال افغانستان توسط شوروي، شباهت هاي فرهنگي ميان دو کشور و وضعيت سياسي و اقتصادي خاص ايران باعث شد تا شمار زيادي از افغانهاي آواره، ايران را به عنوان خانه تازه خود انتخاب کنند و در طول سال هايي که کشورشان وضعيت نابساماني داشت در آنجا بمانند.بدين ترتيب شماري از افغانها نزديک به بيست و پنج سال از عمرشان را به عنوان يک آواره يا مهاجر غير قانوني در وضعيتي خاص در ايران گذرانده اند و با توجه به اين موضوع داراي رفتار و هويتي  دو گانه گرديده اند .

۱- افغاني پناهنده است نه مهاجر

در حقيقت مطابق تعاريف مهاجر ، کسي است که  به ميل خود از کشور موطن خود به کشورديگري جا به جا مي شوند تا دورنماي زندگي خود و خانواده خود را بهبود ببخشند و در حقيقتقصد اصلي مهاجر بهبود وضعيت زندگي در کشور مهاجر پذير مي باشد .مهاجرت يک رابطه  دوطرفه بين مهاجر کننده و دولت و کشور مهاجر پذير است.(12)  تعريف پناهنده با تعريف مهاجر داراي تعاريفي بنيادين مي باشد . مطابق تصميم 428  مجمع عمومي سازمان ملل مورخ 14 دسامبر 1950  کسي است که به علت ترس موجهي که داشته يا دارد از اينکه به خاطر نژاد ،مذهب ،مليت ، يا عقايد سياسي تحت تعقيب در آيد . همچنين ديوان بين المملي دادگستري در مورد پناهنده تعريف زير را دارد پناهند کسي است که توسط يک دولت تحت تعقيب بوده و مورد حمايت کشور ديگري از طريق موانع در راه تعقيب وي قرار  مي گيرد .(13) در حقيقت پناهندگان به خاطر نجات جان خود و حفظ آزادي شان ناچارند از جايي به جاي ديگر بروند. تفاوت در انگيزه است که جايگاه آنها را در برابر قانون از هم متفاوت مي سازد. پناهندگاني که از جنگ و آزار و شکنجه مي گريزند، در آسيب پذيرترين وضعيتي که مي توان تصور کرد قرار دارند.

آنها در برابر دولت خودشان بي پناهند. در واقع حکومت خود آنهاست که به شکنجه و آزار تهديدشان مي کند. اگر حکومت هاي ديگر آنها را راه ندهند و نپذيرند و هنگامي که بر آنها وارد شدند به آنها کمک نکنند، حالا درواقع اين حکومتهاي ميزبان هستند که آنها را به مرگ، يا تحمل يک زندگي غيرقابل تحمل در سايه، بدون بهره وري از حقوق انساني و منابع مالي محکوم مي کنند.

موضوع ديگري که بايد در مورد پناهندگان توجه شود نوع و موضوعيت پناهندگي است مانند پناهندگي هاي سياسي و يا اجتماعي . نوع اول عموما حتي با وجود تغيير دولت ها باقي است و تنها با تغيير حکومت و ايجاد ثبات پس از آن مي تواند محلي براي بر گشت پناهنده ايجاد کند. اما پناهندگان اجتماعي که بر اثر حوادثي مانند جنگ پناهنده شده اند پس از طي زمان و رسيدن به صلح موضوعيت پناهندگي خود را ازدست مي دهند. اگرچه دولت هايي که پناهندگي اعطا مي کنند پس از چند مدت به پناهندگان  درصورت نياز کشور خود به نيروي کار و متخصص به پناهندگان اجازه اقامت و يا تابعيت را مي دهد .

آنچه که بايد توجه کرد اين است که نبايد پناهندگان و پناه جويان را را با هم اشتباه گرفت و با آنها يکسان برخورد مي کنند: برخوردي حاکي از بي اعتمادي و حتي بيزاري و طرد.

 قوانين بين المللي که براي حمايت از پناهندگان وضع شده، به شدت زير فشار قرار گرفته است. کنترل هاي مرزي پيوسته سختگيرانه تر مي شود، با اين هدف که از ورود پناهندگان غيرقانوني جلوگيري شود. کشور ها حق دارند که تصميم بگيرند چه تعداد مهاجر را مي پذيرند و چگونه اين امر را صورت مي دهند . همه ما بر سر نياز به جلوگيري از تروريسم داخلي و بين المللي اتفاق نظر داريم. کنترل هاي مرزي و محدوديت مهاجرت اموري ضروري هستند و در حال حاضر با توجه به اتمام وضعيت خاص در افغانستان و برقراري ثبات و صلح در افغانستان ضرورت برخوردي موثر تر و مهار افغانه در ايران امري ضروري مي باشد و با توجه به مشکلات اقتصادي ايران در زمينه هاي يارانه و سياست هاي دولت مبني بر  کاهش اين يارانه ها حضور اين مهمانان نا خوانده امري است که براي کشور از تمامي جهات مشکل آفرين مي گردد . بديهي است که براي استفاده از نيروي کار اين افراد مي توان در کنسولگري هاي ايران ويزاي کار براي اين افراد در صورت تخصص و احراز آن  " همانند ساير کشور ها " صادر نمود تا هم حضور اينان کنترل شده باشد و هم از نيروي کاري آنان سوء استفاده نشود و آنان هم ضمن استفاده از امکانات کاري ايران ماليات و هزينه هاي خود را خود بپردازند نه مردم و دولت ايران .

۲- ازدواج افاغنه با ايرانيان

در حال حاضر بحث ديگر در مورد مهاجرين، بحث ازدواج آنان با ايرانيان است  که خود سرآغاز بروز مشکلات بيشتري در آينده خواهدشد. در طول ساليان حضورافغانه در ايران بيشتر افغانه با توجه به نظام قبيلگي داراري ازدواج هاي دروني بودند . اما پس از مدتي با توجه به اينکه اگر با فردي ايراني ازدواج مي کردند از مشکلات اقامتي و ساير موارد گذر مي کردند ،  اين امر رو به افزايش يافت . مورد ديگر اغفال زنان ايراني  با وعده هاي مالي و سوء استفاده از ضعف مالي خانواده هاي آنان بود .باتوجه به قوانين ايران مبني بر هماهنگي با نهاد هاي مربوطه در جريان ازدواج اکثر افاغنه از ثبت ازدواج خود با ايرانيان در قبل از ازدواج خودداري ميکنند. پس از مدتي به همراه فرزندان حاصل از ازدواج بگونه اي دولت ايران را در حالت خاص قرارداده تا دولت ايران با توجه به جنبه هاي حمايت از تبعه خود با اين افاغنه اجازه اقامت در ايران را بدهد . در حال حاضر يکي از بزرگترين مشکلات کنسولي ايران در افغانستان زنان ايراني است که با فريب و تحت عناوين مختلف به ازدواج با مردان افغاني در آمده اند و بدون آگاهي از حقوق برتر خود درايران اغلب بصورت غير قانوني به افغانستان رفته  و با مشکلات بسيار در آنجا زندگي ميکنند . (( که پژوهنده در بسياري از موارد شاهد فعاليت هاي بسيار کنسول محترم در کابل در جهت حمايت از اين افراد بوده ام )) .

راه کار پيشنهادي در اين مورد اعطاي اجازه اقامت و در برخي از موارد با توجه به نياز کشوراعطاي تابعيت به آن دسته از افاغنه است که تا قبل از پيروزي قواي ائتلاف در ايران با اتباع ايراني ازدواج کرده اند . و همچنين دادن آگاهي به مردم بخصوص مردم مرز نشين در مورد عواقب ازدواج با اتباع بيگانه مي باشد .

....

آنچه که در اين ميان بايد توجه کرد اين است که اين مهمانان ناخواسته کوچترين توجهي به قوانين ايران نداشتند و با توجه به هزينه بري بسيار بالاي اينان براي دولت ايران (چه بعلت جرم خيز شدن نواحي و يا با توجه به سوبسيدهاي ارائه شده توسط دولت براي غذا و سوخت و بهداشت و ساير مشکلات اجتماعي و فرهنگي ايجاد شده توسط مهاجرين) و عدم همکاري مقامات بين المللي و سازمان ملل از سوي ديگر و  بعلت درگير بودن مملکت با مشکلات خاص داخلي ،  دارندگان مدرک اقامت معتبر نيز با سياست روشن و مشخص دولت ايران روبرو نبوده اند.

...

  در حال حاضر با توجه به اتمام وضعيت خاص در افغانستان و برقراري ثبات و صلح در افغانستان ضرورت برخوردي موثر تر و مهار افغانه در ايران امري ضروري مي باشد و با توجه به مشکلات اقتصادي ايران در زمينه هاي يارانه و سياست هاي دولت مبني بر  کاهش اين يارانه ها حضور اين مهمانان نا خوانده امري است که براي کشور از تمامي جهات مشکل آفرين مي گردد . بديهي است که براي استفاده از نيروي کار اين افراد مي توان در کنسولگري هاي ايران ويزاي کار براي اين افراد در صورت تخصص و احراز آن  " همانند ساير کشور ها " صادر نمود تا هم حضور اينان کنترل شده باشد و هم از نيروي کاري آنان سوء استفاده نشود و آنان هم ضمن استفاده از امکانات کاري ايران ماليات و هزينه هاي خود را خود بپردازند نه مردم و دولت ايران .

ادامه

نوشته شده توسط هوتن  | لینک ثابت |